تبليغاتX
عشق و دلدادگی

دلتنگی های سارا ((خوش امدید ))

 

-تا حالا شده خواب باشین و یه جورایی احساس کنین وبفهمین که همه چی خوابه و تموم میشه؟حالا اگه امروز یکی بگه همه ی این دنیایی که دارید لمس میکنید ومی بینید با همه ی اتفاقاتش فقط یه خوابه شما با وجود اینکه نمیدونین تو بیداری،تو دنیای واقعی چی انتظارتونو میکشه باز دوست دارین بیدارشین؟به نظرتون بیدار که شدین با چه جور دنیایی مواجه میشین؟قشنگتر از الان یا...؟

 من چون تا لنگ ظهر میخوابم اصولا همه زندگیم تو خوابه . اگه چیزی تو واقعیت اتفاق بیفته شک میکنم بیدارم .

 

-اگه قرار بود همه ی دنیا وفلسفه ی زندگیو تو یه تصویر نشون بدین چی میکشیدین؟

زندگی رو یه عروسک خنگ مسخره قیافه احمقی دارن از اونا خیلی دوس دارم  که بهش بخندم

 

-قشنگترین آرزو ورویای بچگیتون؟

زود بزرگ شم ولی الان میگم بسه دیگه بزرگتر نشم

اگه الان میتونستین به همه ی مردم دنیا یه صفت یا توانایی بدین بهشون چی میدادین؟

به همه که نمیشه ولی یه کاره بودم هر کاری میتونستم میکردم که ملت بگن ایول سارا دمت سشوار

بزرگترین تفاوت زن ومرد از نظرشما؟

زن زنه مرد مرد ... زنها خوشکل ترن مردا نه  بماند تو کفن

اگه قراربود یه کلمه رو از لغت نامه ی زندگی حذف کنین ,اون کلمه هه چی بود؟

من چون خود شیفتم فکر نمکنم صفت بدی داشته باشم ... ولی یه چیزای شخصی هس که بماند ...

کسی که بخواین ملاقاتش کنین؟

خدا رو شکر تو مملکت یه ادم درست حسابی پیدا نمیشه که ما ارزوشو داشته باشیم ولی تو زندگی شخصیم یه چند نفر هستن دوست دارم بزنم زیر گوششون یا شایدم درد دل ...

اگه این امکان به شما داده بشه که بتونین یه سوال،فقط یه سوال (هرسوالی درهرموردی)بپرسین و قرار باشه به این سوالتون جواب داده بشه چی می پرسین؟

نمیدونم .. سوال خاصی یادم نیس . فقط چرای اولشو یلدم بگم ...

اگه قرار باشه برا همیشه از این دنیا برین و بخواین یه یادگاری ازش داشته باشین چی برمیدارین ازش؟

کامپوترم دفترام یه شارژ ای دی اس ال مادام العمر

قشنگترین جمله یا بیت شعری که خیلی بهش معتقدین؟

چاه نکن بهر کسی اول خودت بعدم کسی

اگه قرار بود اولین شناسنامه رو شما تنظیم کنین به جز اسم وفامیل ونام پدر واین مدل اطلاعات ترجیح میدادین دیگه چه گزینه هایی بهش اضافه بشه؟

وسطش یه البوم عکس میزاشتم کلی عکسای خوشکل از خودم به جای اون 3 در 4 میزاشتم توش .

به نیمه ی عمرتون میرسین و مثل بعضی قبایل رسمه که یه اسم جدید برا خودتون انتخاب کنین چی انتخاب میکنین؟

همون ساراناز پلنگ چکه زادگان تو زمستون صندل زادگان تو تابستون خوبه

(تاکید میشود پاسخ دادن به این سوال الزامیست):با "موس"،"درخت"،"سیاست"یک جمله بسازید.

سیاست مثل درختی که با موس بین یه عده خواست جابه جا میشه ... یه همچین چیزی ...

دوستان لینک تمایل داشتید دعوت ما رو لبیک بگید ... 

 

+ تاريخ جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 12:36 نويسنده ساراناز |

 

روزی، وقتی هیزم شكنی مشغول قطع كردن یه شاخه درخت بالای رودخونه بود، تبرش افتاد تو رودخونه.Shark Island وقتی در حال گریه كردن بود، یه فرشته اومد و ازش پرسید: چرا گریه می كنی؟ هیزم شكن گفت كه تبرم توی رودخونه افتاده. فرشته رفت و با یه تبر طلایی برگشت.
"آیا این تبر توست؟" هیزم شكن جواب داد: " نه" فرشته دوباره به زیر آب رفت و این بار با یه تبر نقره ای برگشت و پرسید كه آیا این تبر توست؟ دوباره، هیزم شكن جواب داد : نه. فرشته باز هم به زیر آب رفت و این بار با یه تبر آهنی برگشت و پرسید آیا این تبر توست؟ جواب داد: آره.
فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به اوداد و هیزم شكن خوشحال روانه خونه شد.

 یه روز وقتی داشت با زنش كنار رودخونه راه می رفت زنش افتاد توی آب. هیزم شكن داشت گریه می كرد كه فرشته باز هم اومد و پرسید كه چرا گریه می كنی؟ اوه فرشته، زنم افتاده توی آب. "
فرشته رفت زیر آب و با جنیفر لوپز برگشت و پرسید : زنت اینه؟ هیزم شكن فریاد زد: آره!
فرشته عصبانی شد. " تو تقلب كردی، این نامردیه "
هیزم شكن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. می دونی، اگه به جنیفر لوپز "نه" می گفتم تو می رفتی و با كاترین زتاجونز می اومدی. و باز هم اگه به كاترین زتاجونز "نه" میگفتم، تو می رفتی و با زن خودم می اومدی و من هم می گفتم آره. اونوقت تو هر سه تا رو به من می دادی. اما فرشته، من یه آدم فقیرم و توانایی نگهداری سه تا زن رو ندارم، و به همین دلیل بود كه این بار گفتم آره.

نتیجه اخلاقی: من موندم این جنیفر همچین مالی هم نیس چی داره ملت اینجوری له له میزنن . سیاه که هس . ابروشم که یکی بود یکی نبوده . صورتشم که قشنگی انچنانی نداره کلا اجمعین به خاطر اون صندوقش معروف شد . این داستانش که از سری داستانهای باور نکردنی بود ولی خوب مردا همیشه پی کیس بهترن

فعلا روزگار میسپرانیم . خوش که نمیگذره فقط میگذره ....

+ تاريخ شنبه ششم تیر 1388ساعت 15:22 نويسنده ساراناز |

 

هیچ وقت از خرداد تیر مرداد خوشم نیومده ... همیشه این 3 ماه برام سنگین بوده .. یا یه اتفاقی میافته یا مریض میشم . یا خلاصه یه بدبختی گریبان گیر ملت میشه امسال دیگه فول بدبخت شدیم ... سالهای قبل زلزله ملزله سیل میومد امسالم اشوب فعلی اسایشمونو گرفته ... موندیم دم خروس باور کنیم یا قسم حضرت ابولفضل ... ماهپاره یا همون بشقاب گنده میگه بسیج و پلیس ضد شورش افتادن به جون مردم .. بعد تلوزیون ایران میاد مامورا نشون میده که ملت با مشت و لگد میزنن بالاخره کی کیو میزنه . . .  حالا میمردن موسوی رئیس جمهور میشد همه هم میرفتن پی کارشون . گرفتاری خودمم که هنوز با ماشین سر کله میزنم ... طرف شکایت کرده .در به در هیچ چیش نشده کرمش گرفته اذیت کنه ... یه چی این وسط بکنه از ما .  این هفته اخر خرداد داره واسه من میباره ..

حوصله خندیدنم ندارم چه برسه شما رو بخندونم .. خودت ببینید این گوشه کنارا چیز بامزه هست بخنیدید .

 پ.ن : ستاره بارون شد ... شب دیگه داغون شد ... با دیدنت ای یار لبام چه خندون شد ... ت گل بی خاری بدون آزاری... عاشقتو هیچ وقت تنها نمیزاری ...  یار مهربونم تویی نفس و جونم .. تو درد درمونم ... قدر تو میدونم ...  تو هم فداکاری ... تو هم وفا داری... تو یارتو هیچ وقت تنها نمیزاری ...

از این اهنگ خوشم میاد .. شهرام شب پره خونده .. شما میتونید به عنوان گیر ازش استفاده کنید

+ تاريخ یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 22:37 نويسنده ساراناز |

 

چی بگم همتون تو جریان وضعیت هستید ... تو این بلوا و اشوب یه سری میخورن یه سری میشکنن یه سریم میرن تو اب خنک میخورن اخر سرم یه چند تا میرن پای اعدام و هممون مجبور میشیم 4 سال دیگه محمود مانکی (میمون ) تحمل کنیم . موسوی هم حتما به جرم اغتشاش و ناامنی یا میگیرنش یا پناهنده میشه .. هر چند الانشم منع خروج از کشور ... این وسط چی عاید ما شد ... فریب دولت ، ره  بری خوردیم که به نفع خودشون ملت کشید پای صندوق بعدشم تا 8 صب یه امار 2* 2 تا 10 تا رو تحویل ملت دادن و یه بیانیه که انتخابات به حمد الله در امینت و شکوه هزار تا کوفت زهر مار برگزار شد .. جونتونو زیر باتوم و تیر این نظام هدر ندید .. هر کی شد ما هم به سازش میرقصیم .. به درک مملکت صاحب نمیفهمه چه توقع از مردم ...

من شنبه صب بابت نتایج ناراحت بودم ولی بعد از ظهر بعد اون تصادف کلا بدبختیای خودم بیشتر ... این هفته کلا دارم بدبیاری میارم ... هر کاری میکنم یه خرابکاری درست میشه ... اه اه اه لعنت به هر چی وقت بی موقع است

+ تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 12:56 نويسنده ساراناز |

 

 

روز زن و مادر به همه خانم ها دختر خانم ها مخصوصا مامانی ها  مبارک ...... اگر هم کنارتون نیست ارزوی صبرو سلامتی برای عزیزانتون رو دارم ...

نتایج تقلبات نه ببخشید انتخ ابات هم که مشخص شد ...

حرفی در موردش  نمیزنم  خدا نگذره اگه حقی ناحق شده باشه .... حالا تکلیف 12 میلیون ادمی که این شرایط دوست نداره چی میشه ؟

موج صورتی هم در عزای موج سبز نشسته ...  تنها راهش اینکه زودتر بزگراه شهید احمدی * نژاد به دست رفسنجانی ساخته بشه

اصلا گور بابای همشون .. یه سری دزد جم شدن .... ملت دست انداختن واسه منافع خودشون ...

دیروز  چقدر ضد حال بود ... خدا به خیر کرد ... چنان تصادفی کردیم که تا عمر دارم اون لحظه... اون مسیر یادم نمیره ... در ماشین ...  اینه ... داغون شد . بدتر از اون اون صحنه ...

همش تقصیر من بود خیر سرم اومدیم امواتمون شاد کنیم ... گرفتاری درست کردم ...

یه بنده خدای دیگه رو هم کوفتش کردیم ... پیشنهاد من بود که همچین اتفاقی افتاد ...

هنوز تو کپ این تصادف موندم ... هیچ وقت یادم نمیره ... دیروز تو ردیف بدترین روزهای زندگیم ثبت شد .

+ تاريخ یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 12:6 نويسنده ساراناز |

 

 

ای ی ی ی ی ی ی  ملت ... هواردارن موج صورتی ی ی ی ی ی ی ی ی  ... به هوش باشید :

یه سری شایعاتی به گوش من رسیده که ساراناز تا 5 سالگی پستونک میخورده ... یا تو کوچه با پسرا بازی میکرده ...  یا ۱ هفته دو هفته غلومی حموم نرفته ... .من اینجا رسما اعلام میکنم  من اصلا مامانم نمیزاشت کوچه برم .... تو بچگیمم مامان بزرگم به مامانم تو سیسمونی پستونک نداده بوده ...  طی گزارشاتی که به ما رسیده درگیری بین هوادارای صورتی و بقیه رنگهای چت زیاد بوده تمام تختهای بیمارستان پر از دست پا شکسته هاس .... خیلی خوبه این بدن شما رو قوی میکنه ... دو تا زدید یکی خوردید ...

حالا همه با هم :

ایول ایول ایول....  ساراناز سر ایول  ..... خیلی خوشکل ایول .....  قند عسل ایول ..... عشق جدل ایول .....  بچش غلوم ایول ... کفشاش صندل ایول .....

 

منتظر رای میلیونی شما هواداران در کامنتها میباشیم ...

 

ما دیروز رفته بودیم سخنرانی خاتمی .... خیلی فاز داد ... یه سری خز و خیل فرستاده بودن رو صندلیا شعار میدادند ... نمونه هاش :

عمو امار باف ... بلهههههههههههههههههه ... دروغاتو بافتی ... بلهههههههههههههههه .... به ملت انداختی ... بلههههههههههههه ... عمو امده ... چی چی اورده .... امار دروغ .... با صدای چی ... بگم ؟ بگم ؟ بگو بگو ... دروغ نگو ...

احمدی....  بای بای ... احمدی .... بای بای

دولت سیب زمینی نمیخوایم ...... نمیخوایم ....

هاله نور ارزونیتون ... دولت نمیدیدم بهتون ....

 یه یا حسین تا میر حسین ....

کلا 10 دقیقه سخنرانی بود ... بقیش و همین خزو خیلا زدن رقصیدن ...

تیپاشون جالب بود ...  

دختری که همه انگشتاشو رمان سبز بسته بود ... با رمان پاپیون درست کرده زده گوشه موهاش ...Hippie کمربند مانتوش ، ساق دست .... پسری که یه تیشرت تنگ پوشیده کل شلوارشو بازو کمر همشو سبز بسته ... بعد مراسم ریختن تو خیابون تمام مسیر بستن بوق بوق طرفدارای موسوی ... بعدشم طرفدارای بی نژاد ریختن اینور چهار راه ... پلیس ضد شورش امد وسط و زنجیر شدن که درگیری نشه ...  خیلی حال میده .. من که کلی ذوق میکنم اینجور چیزا رو میبینم ...

بعد بگید اوغات فراغت چی کنیم مگه بد از 7 شب تا 2 شب براتون تو خیابونا سرگرمی مفت گذاشتن بزنید برقصید ... دعوا کنید ...

+ تاريخ چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 17:12 نويسنده ساراناز |

 

 موج صورتی .... پلنگ صورتی

طی پته ریزی های اخیر و دعوا سر رو کردن عکس مادر خواهر همدیگه منم فکر کردم تو بحران بیکاری بهترین گزینه ریاست جمهوری هم پرستیژ داره هم حقوقش خوبه هم کلی سفر مفر مفت میبرن ...

بیوگرافی :

من ساراناز سارانازیان همین امروز از فیلتر شورای نگهبان رد شدم فارغ التحصیل کارشناسی روانشناسی از شهر خودمون ... مدرکم اصل مدارکش موجود خواستید نشون میدم  .. پشت ارشد .. مجرد... 3 تا بچه ...

من رنگ صورتی میدوستم طرفدارا م لاک رژ شال صورتی .. پسرا هم تیشرت صورتی با ارم جمجمه مرگ ..

شعار تبلیغی ما : زنی از جنس قرمز کمرنگ ..... موج صورتی .... دولت صورتی .....

سوابق کارای انقلابی :

زمان انقلاب من اصلا وجود خارجی نداشتم والا الان یه سهمیه چیزی داشتیم ...

ولی امام خودش میگفت سارانازیان ...  : امید من به شما دبستانی هاست

مدت حضور در بسیج : بگو یه روز ... اصلا نمیدونم کجا میده ...

فعالیتهای سیاسی : پیارسال ما ساعت 4 کلاس داشتیم تو سالن طبقه دوم بودیم یکی از بچه امد گفت سالن اجتماعات سخنرانی دکتر ... کیک ساندیسم همین داری میری تو دم در میدن ... ما هم رفتیم کیک .و ساندیس گرفتیم به اندازه خوردنش گوش دادیم .. اگه وقت بیشتر داشتیم مطمئنا  5، 6 تا کیک ساندیس رو شاخش بود ... اینم از حضور فعال ما

بقیه کارامم ... وبلاگ مینویسم کل می اندازم .. بچه داری میکنم .. با بچه ها میریم بیرون و از این کارا

انگیزم : انگیزه هم اشکالاتی چیز در دولت نهم چیز .

برنامه هام :

جمع اوری گشت ارشاد ... Tornado

افزایش کافی شاپ ها ....

کوتاه کردن قد شلوار از 50 به 30 سانت

افزایش تعداد بی اف و جی اف

کلا حال میکنید با شیوه مدیریتم ... کم کم 100 تا کشور برام کامنت گذاشتن

کابینه من :

غلوم پسرم : وزیر اقتصاد و تغذیه و گوشت و خوراکی ... این میشه لنگه پسر بعضی ها  

قمبر : وزیر فرهنگ ... تحقیق ... پژوهش ... کلا مثبت بچم ....

قدم خیر : میشه فانزه هاش می ... یه برج میلاد میاندازم پشت قواله اش ...

شکم داشتید این مال ما مشکل داره یه برنامه بذارید میایم شفاف سازی ...Painter

اسپانسر و گارد تبلیغاتی من غلوم و الافای نت هستن ....

یه سری نمودارم از برنامه های گذشتم تهیه کردم که گیر بازار میشه نمیزارم براتون ....

ایول داره میری جون امشب چه قاطی کرده بود سید .... خوشم امد الفاظی که گفت و اون حرفای اخر برنامه اخرش بود من یه سوت بلبلی زدم تو خونه بابام همین جوری موند .....

کروبی که فقط دزد بازار بازیشو ماله کشید .. هر چند شیخ خرفت بامزه ای من دوسش داره ... همه کلکاشو تو خط امام و اینا ماله میکشه ... خدایش کار به هیچ کدوم ندارم ولی ببین م ملکت چه دزد بازاری ... نماز جم عتون پشت سر کی میخونید ..... خوش به حال خودم که تا حالا نرفتم ... خدا هم که شاهد ... انصافا ما جامون صاف رو درختای بهشت ....

+ تاريخ دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 1:57 نويسنده ساراناز |

اه ه ه ه ه ه ه ه ه من هنوز فکم از مناظره بازه ... میری جون چی کردی ... شست پهن کرد .... بی مصرف فکر کرده میتونه 4 تا اسم ببره احساس ملتو بازی بده ... عکس زنتو اینو گرفت بالا ... بی نژاد اون لحظه صد دفعه به غلط کردنش  پی پی خورد. قابل توجه طرفداراش اینم ازکاندیدتون . بهترین مثال ها رو میری جون از دولتش زد خوب ضایعش کرد . انقدر احمق بود 2 دقیقه وقت نگه نداشت از خودش دفاع کنه ... همه چیز به نفع میری جون تمام شد زنده باد دولت میری جون پیروزی سیزها مبارک ...               حالا همه با هم ... ایول ایول داش میری و ایول

امروز رفته بودم یونی ... ساعت 2 چند نفر از ستاد بی نژاد جلو یونی داشتن تبلغ میکردن من و دوستم بودیم برگشت گفت خانم...  احمدی ... گفتم عمرا ...گفت چرا... گفتم چی کرد تو 4 سال که بعد این بخواد بکنه ... گفت چرا چقدر به نفع دهاتی کار کرده گفتم من دهاتیم واسه من چی کرد گفت  شما که از سرو وضعتون معلوم نیاز ندارید ... گفتم اه اهان ظاهرمون بقیه رو میسوزونه از تو خودمونو . گفت کدوم رئیس جمهوری رفت تو استانها گفتم... همون  2 دفعه رو هم من نرفتم اصلا بیاد بشینه ور دل من چی میدن ...

بهش گفتم بیا قاطی سبزا پیروزی با ماست .. گفت نه چقدر شرط میبندی من به شوخی گفتم بردش من یه ناهار به تو میدم .. گیر داد شمارتو بده گفتم تو بده گفت من شام میدم ... گفتم من از طرفدار ای اون هیچ چی قبول نمیکنم ... بعد یکی از کارمندای دانشگاه رد شد پسر گفت حاجی احمدی اونم داد زد فقط سید منم پشت بندش ایول اقای کاتبی خلاصه طبق معمول از پس زبون من برنیومد رفت ...

و به دعوت فرزانه عزیز ...

نامه به رئیس جمهور اینده .....

ببین میری جون منو تو نت همه میشناسن 3 تا ریزه میزه دورمه ،منو استخدام کن یه ارشدم بده به من من دیگه هیچی نمیخوام ...  من انتظار ندارم امدی گندی که تو 4 سال زدن جمع کنی کلا همین که دولت دست چپی ها بیفته مشکل حله ....Farting من نامم بقیش خصوصی میری جون خواستی ایمل بده بفرستم قربون اقا ... تازه ما با این موسوی یه جورایی فک و فامیل و جدمون یکی ... In Love

پ.ن : شنیدن یه خبر دیروز شاید یه جورایی تعبیر خوابم بود که در موردش مطمئن بودم ... خوشحالم از اون اتفاق و ناراحتم از اینکه چرا با وجود یه ادم دیگه هنوزم ...  حداقل ترسم کم شد ...

 

+ تاريخ پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 1:10 نويسنده ساراناز |

 

من به رضایی رای میدم ....  گنا داره بدبخت اصلا طرفدار نداره .....قضیه جک رشتی رو شنیدید : رشتی کاندید میشه بعد انتخابات 3 تا رای میاره زنش میزنه زیر گوشش میگه میدونستام پای یه زن دیگه در میونه ... احتمالا  زن رضایی بعد انتخابات یکی میزنه زیر گوش رضایی ....

ولی نه به کروبی میدم 70 هزار تومن میده 3 تا بچه دارم ماهی 280 هزار تومن میگیریم .... کروبی خوبه ها فقط حرف میزنه کف میکنه من بدم میاد ...

به موسوی هم رای میدم آزادی میده بعدش راحت لنگ منگامونو  میریزیم بیرون ، ...Hippie

من مامانم خیلی عجیب ... من خروار خروار ارایش کنم اصلا به نظرش نمیاد ... تازه میگه الان فکر کردی خیلی عوض شدی اصلا معلوم نیست ... ولی کافی یکم روسریم بره عقب 4 تا موی ما رو خروار میبینه ... بلکمم موسوی بیاد مامان ما یه اصلاح بشه ....

در اخر  خر مغزمو گازید به احمدی * ن ژ اد میدم ...  

هر کدوم از اینا هم که بشن فرقی نمیکنه وضعیت بدتر میشه بهتر نمیشه ولی مهم اینه مملکت دست را س ت ی جماعت نیفته ... هیسسسسسسسسسسسسس ...

در اخر : چون تابستون حوصله ارشاد مرشادو نداریم همه با هم

ده دره.... ده دره ..... موسوی    ده دره .....ده دره ..... موسوی

 

چقدر اوضاع شش در هشته اون از ب م ب گذاری زاهدان ... بعدشم ب م ب پرواز اهواز تهران ... من موندم اینا کجا رو میگردن یارو بمب برده تو طیاره

یعنی اگه مسافره کلیه هاش به موقع کار نمیکرد الان 3 روز عزای عمومی بود 140 نفر پودر میشدن ...

مهین کم بود  یکی دیگه هم زیاد شد ... پسر خالم میگه چند تا مورد دزدی از یه تاکسی پراید بدون پلاک شده ... اونم پیرزن دزده ... تو روضه موضه کشیک میکشه ... چقدر خر تو خر ماشین بدون پلاک تردد میکنه گیرم نمیافته اونوقت کافی کمربندتو نبسته باشی ..... این یارو پلیس نامحسوس میاد میگه اعمال قانون میشه ۴ تومن میچاپن

خبرای مهین جونم حسش نیست اگه خیلی کنجکاو بودید بگید من بنویسم ... خبرای من سری هیچ جای نت پیدا نمیشه ...  

+ تاريخ دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 0:41 نويسنده ساراناز |

 

 

برگه منو سازمان سنجش گم کرده والا من الان نفر اول بودم ... الان بگیرید قضیه چی هی نیاد بپرسید والا افسردگیم بیشتر میشه ...

تو پست پایینی یه سری از این برادرهای بوق بوقی چقدر ترسیدن ... کامنتهای زیادی به ما هشدار دادن کاسبیشونو بهم نزنیم ... والا من تقصیر ندارم جو شهر بکش بکش بود بعد منم جو گرفت یه 110 انداختم تو زحمت ... به قول معروف ادم سگ گله بگیره جو نگیره ....  Doggy

دیروز ظهر خونه بودیم یکی از مستاجرامون زنگولید بعدشم بابی  با مامانم پاشدن رفتن خونشون دعوا زن و شوهری مرد زن رو تا میخورد زده بود . به جای اینکه زنگ بزنه ننه باباش بیان زنگ زده خونه ما ... زن جلو بابای من لباس مباسشو زده بالا کبودیا رو نشون میداده ... مامانم مرد رو شسته بود پهن کرده بود

اخطارم داده تا اخر خرداد خونه رو خالی میکنی . مهر 2 سال پیش عروس بود اومد خونه ما پاشو نذاشته یکی زایید .  زنه سنش کمه مرد سنش زیاد . یه بند جنگ اینو دارن تو رفتی خونه مامانت خواهرت اومد داداشت اومد . عین خروس جنگی میمونن . مرد زهر مارم نداره تا پول رهن خونه رو بابای عروسه داد .... غروبش من زنگ زدم بیچاره همچنان گریه میکرد .گفت میخوام بچه رو بردارم برم خونه بابام قهر . بهش میگم بچه رو کجا میبری بنداز سر ش برو  . دیگه نمیدونم چی کردن . راست میگن داماد گربه کور .... بیخود نیاید گیر بدیدا راست میگم دیگه کدومتون چش دارید خانواده زنتو نو ببینید .

این چند روز خیلی دلم پر ... دلتنگم ... یه خوابی پنج شنبه دیدم همه فکرمو مشغول کرده ... کاش میشد یه کاری بکنم .

این یارو قاتل هم همچنان تو کش و قوس ولی حرفای من درست از اب دراومد . خواستید بخونید خودتون بسرچید یا ... http://www.mizan.ir/news/7817.aspx

+ تاريخ شنبه دوم خرداد 1388ساعت 22:46 نويسنده ساراناز |