تبليغاتX
عشق و دلدادگی

دلتنگی های سارا ((خوش امدید ))

13 اب ا ن تونو در کردید ... خوش گذشت . 36_3_4.gifرفتید چ ف ی ه گره زدید تجدید پیمان با ار مان جون  بستید . من نمیدونم این ارمان جون کی . من تو عمر 21 سال 12 ماه عمرا از این کارا کرده باشم. من گشاد گشاد مینویسم فیل تر نشم . اصلا منو چه به س ی اس بازی . انشالله 13 بعد بچه بغل راه پی مایی .  

اومدم بگم شارژ ای دی اس المون تموم شد . 3_8_14.gifافتادیم به گدا بازی ... من پول زیادی ندارم 39 تومن بدم .. 39 نفر یه هزاری بیاید بالا حله . جای دوری نمیره . خیر ببینی

شانس نیس که ۱۰ روز تلفن نبود حالا هس شارژ ندارم . 3_8_13.gif جلو نیاید عصبانیم ...

برمیگردم فرزندانم

+ تاريخ پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 21:46 نويسنده ساراناز |

 

من اومدم ... خدایش کف کردید من نباشم  کل نت میفهمن .... کلی پیک و نامه داشتم که برگردم  ... اندفعه دیگه بچه پنجمم دنیا نیومد بود

تقصیر من نبود که این مخابرات کابل برگردون داشت 3 روز به خاطر اون قطع بود بعدشم تل ما رفت جز خرابیا حالا ما هی زنگ میزنیم اونا امروز فردا میکنن امروز نهمین روز بود که قطع بود منم زنگ زدم بازرسی گفتم ببین داش من تا ساعت 12 وصل شد شد نشد من دیگه اینجوری باهات حرف نمیزنم... ده خلاصه یارو ترسید تا 10 و نیم مثل اینکه وصل شده بود ... حالا مثلا ما جز پارتی دارایم داداشم مهندس مخابرات

بهش میگم برو میگه نه منو میشناسن بد من برم . امروز دیگه من براش قشنگ ابرو گذاشتم هر چی فش عمه ننه بود دادم ..

در نبود ما وبم فیل تر شده بود ای ناکسا ... دستش درد نکنه یکی محبت کرده بود اعلام فیل ترین کرده بود از ما رفع اتهام شد ...

احمد رضا جان ممنون ... حالا بگو برا چی فیل تر شده بود واس این جملات ...

 

خواستگار بی خونه اومد یه دونه در صندوقش  (مگه دروغ گفتم
فیلم ....  استار دیدم ... فقط یکم ....  کم داشت بشه فیلم پی پی ... (اینم برید ببنید میفهمید مزخرف حق با منه
یه معاون اشخاص داریم شهید زنده است یه ه ی ز  ..... (اینم من میشناسمش دیگه حتما هس

بقیه هم هوار هوار  سارا فیل تر شده ... ادم که نکشم . تازه اخطار دادن ... باید یه دوره با ادب باشم .

خبر مهم تر مال دیروز یه خواستگار ترشیده 33 ساله . البته خنثی شد //

 

چند وقته این شعر مرتضی افتاده رو زبونم  فقط همین یه زرشو  بلدم بخونم ...بیکار میشم تو ادره میزنم رو میز میخونم

 به جون هر چی مرد دلم هواتو کرده  بیا که فقط محبت اینجا دعوای درد ..

لامصب شعرشم خطری همه فک میکنن واس کی میخونم حالا .. 

+ تاريخ سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 14:19 نويسنده ساراناز |

فیلم ... استار دیدم ... فقط یکم صحنه کم داشت بشه فیلم پی پی ...

الان خودم طرز تهیشو میگم ... یه خونه ، های کلاس ...

 یه ماشین جهت حمل محموله های هلو ...

 یه هنر پیشه مرد از نوع  خراب ....یه هفت هشتا زن خراب ...

یه دختر پاک زشت ....

شهاب حسینی  میزاریم جای یه مرد هوس بازززززز یه دختر پاک زشت از همین شاس ممد که عشق سینمان میاریم فرشته نجات ...  کل فیلمم تو راه پله گرفته شده . هی یه زن میبره از پله ها بالا 5 دقیقه بعد میان پایین ... . شهاب میاد مخ بزنه دختر رو ببره ترتیبشو بده Kiss سوار میکنه میبره خونه میبینه کم سن و سال میندازدش بیرون خلاصه بعد اون 4 5 تا از همینا میبره میاره ترتیبشونو میده تا یه جای فیلم میفهمه این دخترشه که از یکی از همین زنها تو 16 سالگی شده ... همین دیگه اخر فیلمم شهاب ادم میشه

کلا از اول تا اخر فیلم چند تا زن سانتال  مانتال با شهاب رفتن تو خونه در امدن ...  این فیلم بر مبنای بازی کودکانه دالییییییییی . با بچه ها دالی بازی میکنن اونجوری اینم با زنها دالی میکنه .

اینو بیخیال یکم غیبت سرکار بکنیم .

یه همکار دارم مجرد نگیم ترشیده اصطلاح قشنگترش ( سنش زیاد .) تختش کمه از شانس قشنگ منم با هم یه جایم ... روزی 3 دفعه گوشواره گردنبندشو از گوشو گردنش درمیاره میزاره رو میز باز نیم ساعت دیگش میاندازه . هر دفعه هم توضیح میده اینو کجا خردیم چند خریدم ... انقدرم فضول یه بار به من گفت گوشوارت از این گرداست .

من کپ کردم این گوشوارهای منو از لابلای مغنعه چطور دیده ...  

اینم تفریحی که چند وقت قبل با بر و بکس رفتیم همون چشمه .. made by Laie 

  اومدیم بلال درست کنیم یه جعبه کبریت حروم کردیم اخرم روشن نشد بردیم دادیم باغبون یه باغی برامون رو اتیش کباب کرد .. اینم باغ همون باغبون .

بلال پزون ... دستای من نیس دستای کلفت زهراست

 

 

 

 

 

 

زد به سرم عروسیم میرم اینجا فیلمبرداری

 

+ تاريخ یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 23:15 نويسنده ساراناز |

 

جمعه اون هفته یه خواستگار بازی فامیلی داشتیم که با هوشیاری ایت العظمی سارانازیان خنثی شد

. 5 شنبه زنگولیدن ما رو دعوت کردن خونشون جمعه مامی ددی رفتن من موندم ساعت 4 خواهر کازی (داماد غلط زیادی کرده ) زنگ زد بدون هیچ پیش مقدمه ای : سلام خوبی سارا جان . چرا نیومدی . درست تموم شد سر کار میری . راستش غرض از مزاحمت ما تو رو برای کازی در نظر گرفتیم نظرت چیه . من : قش قش زدم زیر خنده

بعدم ریلکس گفتم چه وضع خبر دادن . بعدشم کلی ناز کردم نه اهان و اینا  خلاصه شماره همراهمو گرفت فردا زنگ بزنه به خودم جواب بگیره . مامی اومد خونه بهش گفت اینجوری .....

مامانم گفت اره زن دایی میگفت از کی به کازی میگم اخه تو بگو کیو میخوای من برم تا بالاخره دیروز گفته . گفتم اره بچم چقدر کم اشتهاس چیم خواسته . حالا این کازی بگو یه موردش با من جور در میاد از قیافش بگیر شبیه مینجانگو تا خصوصیات اخلاقی. یه ادم خجالتی تخسی بزن تو سرش نونشو بخور تو این 21 سال و 12 ماه ما جز سلام یه جمله هم باهم حرف نزندیم . یه تخس حزبلی  من نمیدونم چه شانسی هر چی گیر من میاد حزبل .

شنبه کازی خودش زنگ زد گفت چی شد گفتم والا من تازه میرم سرکار الان اصلا شرایط ندارم اگر ازدواج کنم باید قید خیلی چیزا رو بزنم . کازی گفت یعنی جوابت منفی گفت اگه ناراحت نمیشید اره (تو دلم گفتی ناراحتم شدی به جهنم )گفت نمیخوای بیشتر فکر کنی . گفتم فکر کردن نداره الان شرایط ندارم . بچه پرو میگه اگه من با مسئله کاری شما مشکل نداشته باشم چی . (تو دلم گفتم کی از تو نظر خواس ). اخرشم یه جوری که بخواد بگه اصلا برام مهم نیس گفت هر طور میلتون . منم گفتم  موقعیت زیاد نباید عجله کرد . زودم گفتم کاری ندارید که نشون بده من  انقدر کار دارم که اصلا برام مهم نیس .  خلاصه حاجیتون کم نیاورد

نتیجه گیریش : خریت ادم به فامیل بره . که شبیه مینجانگو باشه بعد خودش هلو باشه. تازشم حزبلم باشه .  اخرین بار عید غدیر تو هتل ما همدیگرو دیدیم که دیگه من اونجا خودم کشته بودم با  همون چکمه ها و  ..... بیب ..... بیب .....  عبور اطفال بالای ۱۸

انصافا من ادمیم که درون بیرونم یکی  . نمیدونم چرا میخوان من ظاهر ساز شم .

دو تا هم جرو بحث تو محل کار داشتم . یه معاون  اشخاص داریم شهید زنده است یه .... پدر سوخته ای ...  

دومیشم با شهی  نکبت فکر میکنه زرنگه چون من تازه اومدم هر کاری گفت باید بکنم . خلاصه پنج شنبه یه کار کردم تا 12 و نیم از جاش تکون نخورد بماند منت کشی هم کرد .

پ.ن : الان داره اهنگ مرتضی : پشت تو کردی بر من بگو مگو نداره رو کن به هر کی خواستی گل پشت رو نداره .... این  شعر ساخته شهر ماس 

+ تاريخ جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 14:58 نويسنده ساراناز |

بزرگترین اتفاقات این هفته اول اینکه کفش خریدم 

الان ساراناز اسرت زادگانم ....

 

ساراناز اسپرت زادگان . قیمت مگه فضولی ؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دومش اینکه سرما خوردم صبش تو بیمه سرم میامد پایین اب چشم دماغم بند نمیامد رفتم پیش دکی بیمه حالا داره شرح حال میگیره .Sigh

من : سلام صب بخیر خوب هستید قرص انتی هیستامین دارید

دکی : سلام صب شما بخیر قربون شما خواهش میکنم بفرمایید بشنید  کارمند جدیدی واحد .... تازه امدید ...چند سالتونه .... رشتتون چی بوده .... درستون تموم شده  .... مجردید

کلی امار گرفت بعد یه ربع باید تو کمد باشه شانس بیارید داشته باشم کلا دکور بهم زد یه از تاریخ مصرف گذشته داد . امروز منو دیده میگه خوب شدی میگم بد نیستم میگه خوب نشدی بیا برات دارو بنویسم گفتم اره جون خودت اطلاعاتت ناقص مونده میخوای امار بگی .

 - امروز اخر ساعت اداری یه سرباز با یه سوسول تصادف کرده بود اومد به من گفت برام تشکیل پرونده میدی منم گفتم برو صب بیا الان کارشناس نداریم . گفت من سربازم مرخصی نمیدن دلم سوخت همه کارشو نیم ساعته خودم پیگیر شدم همه فکر میکردن فامیل اخر کار که داشت میرفت رفت برام یه نانی خرید . عسک نانی ببینید میخوام بخورم . این اولین زیر میزی بود

 نانی اولین زیر میزی

جالبترین تصادفی هم که شنیدم یه مرد تو پارکینگ خونش بچشو که تو کارتن یخچال داشته بازی میکرده زیر میگره ./

فتوای جدید ایت العضمی سارانازیان به تمامی مقلدان ان عالم فقید  : جواب سلام واجب نیس .....  بگید چرا ؟ بابا چیه هی  صندوق بلند کنه یه سلام بده

باز بشین نفر بعدی یه سلام بده پاشو بشین   مهرهای کمرم درد گرفت  یه وقتهای من خودم میزنم به بی حواسی  یارو بیخیال شه من پا نشم ..اخرم میبینی  انقدر تا ظهر میره میاد تا سلامشو بده من از گشادی درام پاشم .

+ تاريخ چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 21:53 نويسنده ساراناز |

 

برجا حجت السلام و امسلمین ایت اعظمی سارانازیان اپ کرد

من شغلم داره عوض میشه از مشاوره که چیزی در نیامد زدیم تو پایه فتوا  اونم هیچی توش نبود رفتیم تو کار بیمه.

به حساب من باید 26 روز دیگه حقوق بدن ساعتم که از شانس من کشیدن عقب من هر چقدر میشمرم 26 روز نمیشه .  ۳۱ شهریور اولین روز کاریم بود

محیط کارم بگم قسمت ما  رئیس بخش موری جون خپل و بخور . همکارامم شهی جونه . دو تا ترشیده دیگه و چند تا هم کارشناس

محیط کارم یه جوری که چند روزه  کلی فحش خواهر مادر  یاد گرفتم / .

 

...  4 تا همشهریمونن اونجان . من 5 نفرم که وارد شدم روز دوم یکیشون اومد واسه اشنایی .شهی ترکی داشت میگفت گه فامیل لریزدن چوخ الدو . هامو بیمه نی سیز توتمشوز . همشهریمونم در دفاع کامل از من گفت سنین گزین چخسین . 

ترجمه برای ترکای که خودشونو میزنن به فارسی : شهی : فامیلاتون زیاد شده تمام بیمه رو شما گرفتید . همشهری چشای تو دراد .

شهی بچه خوبی خرش میکنم کلی کارامم میکنه .

فتوا جدیدم بدم : ادم همکار مرد داشته باشه زن نداشته باشه .  چراشو بعدا میگم .

 

+ تاريخ جمعه سوم مهر 1388ساعت 20:47 نويسنده ساراناز |

 

عیدتون مبارک ...

البته حاجی  یه هفته پیشوازرفته بود ... میدونید من چی برام خیلی جالب ؟ چطور اینا دیگه  چوب تو این کره ماه  کردن  همه سوراخ سمبه هاشو گشتن  .همه  زمیناشم پیش فروش کردن  . داره انبوه سازی میشه بعد اینا تو یه رویتش موندن .  Night

برندگان  فضول یاب :

مرتضی .... یه حدس زد کاملا هم درست حدس زد .... از غلوم پسر ارشدم میخوام مدال طلا فضولینگ به گردنش بندازه . یه دونه هم از اون بوس های که با دماغش مخلوط بچسبونه رو لپش ... اه اه نداره که بچه است دیگه . خودت بچه بودی از این کثیف تر بودی ...

نفر دوم اراندا  : البته 3 تا حدس زد تا فهمید کدوم  قمبر  با مدال نقره فضولینگ کبودش کن

نفر سوم  : عسل خانم داره مامان میشه . اسم پسرش نقی ... قولشو به من داده .  هر وقت زایدی بیا جایزتو بگیر عسل بیا منو نگاه کن بچت خوشگل شه .

خوب حالا جواب مسابقه :  اونایی که نمیدونن برن از اونایی که میدونن بپرسن .

و خبر مهم اینکه : بچه چهارمم . بگو ماشالله بعد چند روز دوندگی فردا به دنیا میاد . پسر من و شوکول اقا . اسمشم خودش با خودش اورده منو  اق شوکول تصمیم گرفتیم چون بعد عید فطر دنیا میاد اسمشو بذاریم پس فطرت .

 فتوای جدیدم فعلا ندارم ... دارم میرم تو پایه فیلم سازی

یادم باشه دفعه بعد طرز تهیه فیلم پنجمین خورشید یاد بدم .

یه جکم بگم . امشب شام مهمون داریم  باید برم کلفتی .

یه مورچه و يک زرافه باهم ازدواج مي کنند شب عروسي مورچه گم مي شه بعد از يک هفته پيداش مي شه زرافه بهش مي گه اين همه مدت کجا بودي مورچه مي گه :تو راه بودم که بيام بوست کنم

+ تاريخ یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 13:32 نويسنده ساراناز |

و علیکم طاعات عبادات تا اینجاش قبول . شب قدر حاج ایت العظمی رو که یادتون نرفت. . من هر کی تو یادم اومد براش دعا کردم هر کیم یادم نیومد قاطی دعای  جوانها کردم

چرا نیومدید من براتون روزه بخونم ...

 

دوستان زیادی سوال کردن رساله دارید .. من از این سوسول بازیا خوشم نمیاد جزوه میگم بنویسید .  

فتوا جدیدایت العظی سارانازیان : طبق قانون 3 برادرکه جدیدا مد شده .  اگه دوتا داداش بزرگ روزه بگیرن سومی معاف .

خواهرا  که تا خونه شوهر نرفتن به تکلیف نمیرسن پس واجب نیس .

فتوای  عید فطرم . که والا من خیلی وقت ماه دیدم تقریبا 23 روز پیش من ماه دیدم ومشغول خوردنم // فقط دو روز شک کردم و احتیاط واجب روزه گرفتم . اخه

یه روز تو یه دهی داد بیداد میکنن که فردا عید پرسان پرسان میرن ببینن کی ماه دیده میرسن به مسجد بان کور . حالا از بین خواهرای زیبا رو یکی قد علم کنه ما فردا را عید فطر اعلام میکنیم ... بسم الله خواهر انجلینا نشد خواهر جنفرلوپز خواهر جسیکا  نداشتیم خواهر نانسی . خواهر هیفا نداشتیم خواهرفروهر  خواهر شکیلا خواهر حمیرا . نداشتیم خواهر مریم دی جی خواهر ای نت . از قدیم گفتن حاج اقا امین ناموس . یه نظرم که حلال پاشید مدل tv فشن رد شید من اعلام عید کنم ...

نمازم که گفتن مصلی لولش ترکیده نیاید اونجا . اصلا فکر نکنید از ترس اینکه نکنه شلوغ شه جم کردن تو دانشگاه تهران .

امروز رفته بودیم همون چشمه خیلی جای باحالی . اینم عکسش .دریاچه تازه کفش شده

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پ.ن : این روزا افسردم . خندم از سر شوق نیس از هزار تا گریه تلخ تر .

اهنگ وبم گوش کنید خیلی باحال .

سوال فضول یاب : این اینه اینه چه ماشینی ؟  برنده فضول در طی مراسمی اعلام میکنیم

+ تاريخ یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 22:27 نويسنده ساراناز |

دیروز رفته بودم پی یه لقمه ثواب اخروی . بعدشم با برو بکس پیچوندیم ساعت 12 رفتیم پای یه چشمه خیلی حال داد پرو پاچه رو زدیم بالا لنگا رو انداختیم تو اب (بیخیال سهراب که میگه اون پایین کودکی میخورد اب  ) ابش یخ یخ بود منم خوشم امد کلی لنگام تو اب موند . شبش تو خونه هی فکر میکنم من چرا پاهام درد میکنه زیاد که راه نرفتم ؛ هوا سردم که نیس یه دفعه یادم امد اوهههههههههههه لنگای تو اب سرما خورده . به ننم نگفتم والا از وسط دوتام میکرد .

حمیده یکی از دوستام که باهام بود تازگی خر شده شوهر  کنه .In Love یعنی کلا مخش تعطیل شده تو حال خودش نیس French Kissتو محل کار با یه پسری اشنا میشه که محل خدمتش اونجا بود بعد چند ماه تصمیم بر ازدواج گرفتن حمیده 1 سال و هشت ماه از عباس بزرگتر رفته تو ثبت احوال یکی دیده یارو یک میلیون 200 هزار گرفته یه کار کرده هشت ماه پسر بزرگتر شده . که خانواده پسر گیر ندن . با اون حال بازم خواهر پسر مخالف . اوضاعی داشتا . چپ میرفت میگفت عباس راس میرفت عباس . هر چی نشون میداد از اون کیف پولش بگیر تا اون صابون کاغذی میگفت ابی خریده . منم گفتم قشنگ نگاه کن ببین چیزی جا نیفتاده ابی بخرما ندونیم حالا اگه همشم ننه باباش بخرن به چش نمیام ولی ابی چون 5 تومن خرج کرده به چش میاد راس میگن مال شوهر شیرین میشه .

. خدا از این ابی ها قسمت همه بکنه . اون یکی زهرا یه دنگول پیدا شده بگیردش اونم ورد زبونش مصطفی بود . خلاصه ناهار که فقط تعریف مصی و ابی خوردیم . یکمم بادام زمینی تو ماشین بود 3 تا هم خیار چمبر از تو باغهای بغل دزدیدیم تو همون اب کثافت شستیم خوردیم . اینجاس که شعر سهراب عملی میشه اینم نتیجه روزه خوردن ماست .

فتوای جدید ایت العظمی سارانازیان (ص) : ما همگی تو این دنیا مسافریم ... روزه بر مسافر واجب نیست .. پس در نتیجه روزه واجب نیست .

+ تاريخ یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 14:4 نويسنده ساراناز |

 اینم به دعوت بهار، خانم دکتر گل مینویسم .  اخر خودشو انداخت به قمبر کم 

اولین کلمه ای که بعد از خوندم  این کلمه ها به ذهنتون میرسه رو بگید ... البته من جمله میگم .

 

دریا : اب دیگه،  شلنگ انداختن یه جای گنده یادشون رفته ببندد اب جمع شده شده دریا بعد کلی ملت خودشو میکشن برن اونجا .

قهوه : زهر ماره . انصافا چون کلاس داره میخورن . والا مرگ موش از اون خوشمزه تر .

غرور : من دارم البته به نظر خودم خوبه اعتماد به نفس .

 

مدرسه : عذاب ؛ مخصوصا شیفت صب . هی برو با این معلما سر کله بزن چرا درس نخوندی .. هی دروغ بگو مریض بودم . هی ننتو بیار .

دفتر مدیر : یه ادم که عینکش قد یه پیاله است یه مغنه چونه دار خودشم زشت . فکر میکنه مدرسه ارث باباشه ، من موندم شوهرش چطوری اینو تحمل میکنه . 

قرمه سبزی : از بوش حالم بد میشه ..  ... اگه بود میگفت به زور میکنم تو حلقت

ریاضی : چندش ؛ گور به گور شی  ارشمیدس

آهنگ : ساسی مانکن و هر چی رپ جفنگ شاد .

ماه رمضون : مامان نهار چی بخورم 

استخر : توش پی پی کردن .بری توش تمام بدنت میزنه بیرون .

آب گوشت : دوس ندارم کلا غذای ابکی دوس ندارم ... بعدشم گوشت کیلو 9 تومن الان فقط رد پای گوشت .

روزنامه : استفاده های خوبی داره تو کابینت ، جا کفشی ، بچه داره غذا میخوره بندازی زیرش ، یا تو پارک لباست کثیف نشه بندازی زیرت ... فقط سایزشو گنده تر کنن من میشینم یکم میزنه بیرون

کودکی :made by Laie هم بازی زیادی نداشتم . همش تو خونه . خیلی زلزله نبودم . زبونم بعدا رشد کرد .

دوستان لینک  دعوت ما رو لبیک بگید .

پ.ن :

شنبه اومدیم ثواب کنیم یه روزه بگیریم .  تا 8 بشه از داخل همدیگرو تیکه پاره کردن .... هی میشمردم چند ساعت مونده ... خودم میزدم به خواب که پاشم نشد . انقده خونه رو قدم زدم از پنجره عمله بناهای تو کوچه رو دیدم دیگه اسم همشونو بلدم . خلاصه ما افطار خوردیم . ولی خفن فشارم افتاد یکشنبه هم باز ننم  منو بچه سراهی فرض کرد جارو برقی بست پشتمون . ساعت 6 دیدم بدنم درد میاد یکم دراز کشیدم دیدم نه داره بیشتر میشه تب و لرز و دیگه افتادم انقدر سردم بود شب رفته بودم زیر 2 تا پتو یکیم کشیدم رو سرم سشوارم بردم زیر پتو که گرمم بشه  . دیگه توبه کردم روزه بگیرم .  بچه مدرسه ای که  بودم  یکی که میگرفتم مامانم میگفت حرف نزن گشنت میشه .  امروز یاد کوچولویی افتاده بودم  چقدر با الانم فرق داشتم ...

دوستم پاش 5 شنبه شکست . الهی . اخه کی با زبون روزه میری باشگاه که بعد به جای کف پا با مچ بیاد پایین .   امروز با هم  رفتیم بیرون . خیلی جالب نگاه ادمها خدا نکنه یه جات بلنگه ملت انگار تا حالا همچین چیزی ندیدن .هم دلشون میسوزوه هم ندید بدیدن . چه فیلمی بود امروز. خدا همین سلامتی بده از نگاه بیکار مردم در امان بمونی .

+ تاريخ سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 23:39 نويسنده ساراناز |

 بهترین سایت خدمات دهی به وبلاگ نويسان