|
دلتنگی های سارا ((خوش امدید ))
|
اخرین اهداف و اخبار رسیده از ماهواره امید :
اولین پیام ماهواره امید: زمین گرد است
دومین پیام ماهواره امید ! : یه دونه کارت شارژ ۵۰۰۰تومانی ایرانسل بفرستید تا بازم پیام بدم !!! 
در پی پرتاب موفقیت آمیز ماهواره امید و دستیابی ایران به تكنولوژی فضایی ، نام كهكشان راه شیری به بزرگراه شیخ فضل الله نوری تغییر یافت . 
پیامی دیگرازماهواره امید:
به ناهیدوزهره تذكر اكید داده شده حجاب خودرارعایت نمایند و ازخودنمایی درجمع سایرسیارات خودداری نمایند 
ماهواره امید ازكشف یك امامزاده بین زحل ومریخ خبر داد

۳- اولین اهداف ماهواره امید : گسترش اسلام در ان سوی مرزها ![]()
4- برگزاری طرح امنیت اجتماعی درون کرات . ![]()
5- به بهرام و کیوانم تذکر داده اگه بخوان مو سیخ کنن زیاد دور این ناهید زهره بپلکن برخورد فیزیکی میشه .
یاسر یاسر عماررررررررررررر صدا رفت .

دستش درد نکنه هر کی این جک ها رو ساخت ما کلی قهقهیدیم .
امروز رفته بودم مزار . رفتیم سر خاک .... خدا بیامرزدش زیادی عروسشو اذیت کرد. فاتحه دادیم نشستیم به تماشا و رفتیم تو اون دنیا
که نذاشتن دیدم درز این قبر باز شده مورچه ها دنبال بازی میکردن . موری چش گذاشته موچی از این ور درز میرفت از اون ور میومد بالا
میگم مامی این قبر یه دوغاب اساسی میخوادا .
پ.ن : تولد پسر دومم قنبر رو اعلام میکنم . .
داداش غلومی . حتما بچه که بودید شنیدید مامانتون ماله میکشید میگفت میخوام برات داداش بخرم . ما هم از همین روش استفاده کردیم برا غلوم داداش خریدیم .
حالا بعدها بیشتر مینویسم . فعلا ۱ روزشه 
روز کنکور : 
هی نپرسید چی شد ؟ مگه قرار بود دختر بشه یا پسر هی میگید .
مهم امتحان بود که ما دادیم شما بعد این میتویند فرض کنید من ارشد میخونم ارزو که عیب نیس . دکترم صدا کردید مشکلی نی . 
و اما سرجلسه : همین بس ساعت 11 از خونه در امدم 8 شب رفتم خونه
تمام رگهای گردنم خشک شده تهوع دل پیچه فک کنم تو سوالها چیزی ریختن ما مصموم شدیم .

بدتر از اون عین جانی ها گشتن ما رو فرستادن تو .
خواهر مراقب
با صدای دزد دریایی : دستا بالا بالا برگرد یالا رو به دیوار تقلب ها تو کجات گذاشتی
بعدم با یه حرکت زد وسط پامون کل جیب و تا اون کپل پشت موهامونم گشتن
بعدشم یه چی تو مایه های یالا برید تو سلولاتون . رفتار با نخبه های روانشناس مملکت .
بعدشم غلوم بردم با گوشی و کیفم تحویل نگهبانی دادم غلوم شماره زدن .
بعد امتحان 20 دقیقه کشید بچمو بدن . گذاشته بودن بالا کیفها واسه خودش سرسره بازی میکرد . 
همش یه بیسکویت موزی نادی دادن . فک کنم خرید انبوه دونه ای 30 تومن بیفته . خدا نکرده ساندیس که تو کار سازمان سنجش نیست . ماهنوزم در مریضی ناشی از مسمومیت با سوالات به سر میبریم .
ما جمعه امتحانمونه
ساعت 2:30 دانشکده علوم انسانی . یه مداد زیر میرای فرشمون پیدا کردم پاک کن عطریم ندارم . نمیدونم کی این پاکن عطری انداخت دهن من . 
نفر يك ميليون وسيصدوسي ويكهزاروششصدوهشتادو دو هر کی هست من بعد خدا امیدم به تو . یه حالی بده .
و نفر يك ميليون وسيصدوسي ويكهزاروششصدوهشتادوچهار هی با اون چکمه هات لگد نزن میبینی که خودم گیرم . ![]()
شنبه انقده بخوابم
کثرت سوالات در مورد غلومی : خوبه بد نیس داره شیرخش میخوره
.این هفته نوبت واکسنشه .
دستشم خورده به بخاری سوزیده . جمعه نمیبرمش خوب نیس یهو اینهمه دختر جیگول یه دفعه بببینه دیگه تو بغلم بند نمیشه اونام هی میگن غلوم بیا بریم دردر بچه رو هوایی میکنن . 
جمعه این هفته شب ولنتاین فک کنم اخر این یوزی زلیخا بهم میرسن
کشتن مارو
ولنتاین بر ولنتاینیاش مبارک . 
والا ما که در عرض 21 و سال اندی نه یه کلاغ مرده کادو دادیم نه گرفتیم .
همون بهتر نگرفتیم . یه خرس میخوان بدن راست و چپ بگن.
چند شب پیش با این دوستم درامدیم بیرون که بره واسه این دوست جونش کادو بگیره رفت یه جا چه خبر بود ملت ریختن یارو هم با دمش گردو میشکنه . پسر که روشون نمیشد بگن قیمتش بالاست دخترام مثل اینکه تی تاپ داده باشی همچین کیف میکردن . هر چند میگن سلام گرگ بی طمع نیست ولی حتما اینها فکرشو کردن که به اقا گرگ جواب سلام دادن دیگه .
تو این هفته از این دو اهنگ خیلی خوشم امده 

یکی ساسی مانکن اون اهنگش که میگه خوشکل و نازی چقد جیگرتو خام خام بخورم لباتو خیس کن تا بعد اره دوتا شامپاین بخورم .... تا میخونه غلوم میزنه
ننه غلوم میرقصه .
یکی هم یه اهنگ ملایم تو چشمهای سیاهت برق چشمهای پلنگت یه نفر تو عمق چشمات داره با دلم میجنگه . ![]()
پ.ن : برید مدستان گروه پزشکی من اینجا اپ کردم . وای اگه نرید کامنت نذارید
سلام و درود بر بندگان پاک خدا که اگر شما هم حمام برويد ، يکي از آنهائيد !!!
چند روز قبل داداش گیر داده که من چرا قرمز میشم شما نمیشد . راضیش کردیم بره پیش
دکترخانوادگیمون .
اونم ازش میپرسه که از چیزی نمیترسی یهو صدایی نمیشنوی .براش ازمایش
نوشته . بهش گفته برو پیش خواهرت اون وارده . داداش جونمون نشسته زیراب زده که سارا حرف میزنه
ویزیت میخواد مامان بهش بگه سارا شام چی درست کنیم میگه ویزیت بدید اینم یه جور مشاوره است دیگه .
بعدشم رو یه برگه نوشته گذاشته لای دفترچه ارجاع به دکتر ... امد خونه به مامانم میگه فک کنم نتونست تشخیص بده گفت برو پیش یه دکتر دیگه .
من برگه رو گرفتم دیدم زده
حضورهمکارمحترم سارا ..... پیش خودم میگم وای این چقده اسم و فامیلش شبیه من . چند خط
پایینش نوشته کار خودته بین داداشت از چی میترسه رنگش میپره .
زدم زیر خنده
میگم بیا اینم ما رو دست انداخته .
یه امیر کوچولو داریم دوم راهنمایی خونه ما شده کافی نت . هر تحقیقی داره پا میشه میاد میشینه من براش در بیارم پرینت کنم تا بره . . دیروز میگه آقای پرورشیمون گفته تحقیقات خیلی خوب کی برات در میاره . همچین شرینم حرف میزنه میگه بهش گفتم خالم نیست ولی من بهش میگم خاله سارا 
بعدش نشستم در مورد برادر کشی با انواع سنگها براش دراوردم . میگه اقای پرورشیمون گفته میخوام نمایشگاه سنگ بزنیم بگو خالت در مورد سنگها دراره خودش بیاد نمایشگاه .
عجبا ![]()
پ.ن : تو این دو روز زندگی شبیه من فراوونه
یه لحظه چشماتو ببند گذشتن از من آسونه ![]()
دختر و پسری با سرعت 120 کیلومتر سوار بر موتور :
دختر : ارومتر من میترسم ![]()
پسر : نه خوش میگذره
دختر: نه نمیگذره خواهش میکنم خیلی وحشتناک ![]()
پسر : پس بگو دوسم داری 
دختر : باشه باشه دوست دارم حالا خواهش میکنم ارومتر 
پسر : حالا محکم بغلم کن (دختر بغلشم کرد ) ![]()
پسر : میتونی کلاه ایمنی منو برداری بذاری سرت اذیتم میکنه 
روزنامه های فردا :
موتور سیکلتی با سرعت 120 کیلومتر به ساختمانی اثابت کرد . موتور دو نفر سرنشین داشت اما تنها یکی نجات یافت .
حقیقت این بود که اول سر پایینی پسری که سوار موتور بود متوجه شد ترمز بریده اما نخواست دختر بفهمد در عوض خواست که یک بار دیگر بشنود که دوستش دارد .
تفسیر خبر سارانازیان : 
اره ما هم باور کردیم انقده این مردا از جون گذشته شدن . سر موتور چقده توقع دارنا بغل بوس و.....
به نظرم میدونی چه جوری بوده اینا سوار موتور بودن پسرم که گواهی نداشته ترمز میبره 
حالا فک کنید ممد و شهین : ممد:
شهین ترمز برید شهین بغلم میکنی .
شهین: بمیری
الهی صد دفعه گفتم ببر بده درست کنن همین جوری که با کیف میکوبه تو سرش پسر میره تو ساختمون . 
یکم با کلاس ترش نیما و هانیه . نیما : هانی ترمز هوندا بریده چی کنم
هانی : اول آینشو در میاره سر و صورتشو درست میکنه بعد جیغ کمککککککککککککککک بعد میرن تو ساختمان .
حالا اخرش من میگم این شو منصور بود تو اتابان تصادف کردن یکم از اونا قاطی کنن هی رو زمین بلولنم بد نیس .
یکی از اشناها ازم خواسته بود یه سری کار اینترنتی براش انجام بدم یه شب تا صبح نخوابیدم کارشو کردم که فردا بعد از ظهر بهش بدم . صب اس ام اس داد من خواب بودم متوجه نشدم .
ساعت 11 براش نوشتم ببخشید خواب بودم .
برام نوشته : الان بیدار میشی صبحونه میخوری یا ناهار ؟خانمی بهتر نیست 3 ساعت ساعتتو جلو بکشی تا با روزگار مچ بشی (فقط 1 شوخی بود یه وقت اخمات نره تو هم عسلی )
(سيانگ مين همکار خوشگلمه ) میگه :
كساني كه گونههاي خيلي گود و فرورفته دارند، حالت فرد گرسنهاي را نشان ميدهند.
اين گرسنگي، همه زمينههاي مادي و معنوي و عاطفي را شامل ميشود.
اين حالت بيشتر در افراد زير چهل سال ديده ميشود و سن اين افراد در سنين بالاي چهل سال خيلي بيشتر بنظر ميرسد،
اما كساني كه گونههاي چاق و توپري دارند،
همواره از سن حقيقي خود جوانتر بنظر ميرسند. گونه خوب آن است كه كمي گرد بوده و حالت و وضعيت استخوان و پوست اين ناحيه نيز مناسب باشد. گونه گرد شبيه هلو ميباشد، صاف و صورتي؛
كه نشان ميدهد صاحبش قدرت و توان جسمي و روحي خوبي دارد.
در مقابل، گونههاي مرتفع و برجسته يا پهن و لاغر، نشاني كمي قدرت جسمي و روحي است. ![]()
بطوركلي، گونه گرد و براق، كاملترين نوع گونه است. اگر عريضترين ناحيه چهره را استخوانهاي گونه تشكيل دهند؛ نشانه اين است كه شخص به خوبي از عهده حل مشكلات مختلف زندگي خود برميآيد؛ حتي اگر زمان زيادي طول بكشد، او كار خود را به بهترين شكل انجام خواهد دارد. ![]()
![]()
یه ارایشگاه هست تو تبلیغش زده کاشت گونه در 20 جلسه . جاشو ببینید سگ با میلگرد بزنی اون تو نمیره .![]()
پ.ن۱ :کی لپ داره تو نظرات بگید ؟ ای خالی بندا الان همه لپ پرتقالین . ![]()
نتیجه اخلاقی : گونه صورتی کار نداره که مایش یه رژگونه است .
اصلا لپ فقط واسه خوشکلی ربطی به فقیر فقرا نداره والا باید کل غزه صورتاشون استخونی باشه .
لپ خوبه بگیری بکشی بگی چطوری گوگولی .
عمرن لپم تو دست جا بشه .
چند شب پیش مانی (همون مخفف مامانی ) رفت دندونشو کشید امد خونه و تا غروب خوب بود یهویی دندونش شروع کرد به خونریزی هر کاری کردیم بند نیومد زنگ زدم مطبم دکتر رفته بود خلاصه ساعت 10 با داداش با هم بردیم یه دندانپزشکی شبانه روزی . شیفت شب بود و تقریبا خلوت دکتر یه زن بود یکم گیج میزد نگاه کرد گفت یه زایده ای بوده باز شده از این منعقد کننده ها گذاشت بعد یه مرد امد تو اتاق دختر چسبید بهش
من فکر کردم شاید تریپ از این راحت بازیاست مثلا همکاریم با هم راحتیم . دو دقیقه بعد دوزاری افتاد زن و شوهرن .
من از این صحنه ها زیاد دیدم فقط نمیدونم چرا دکتر زن وقتی شوهرشو تو محل کار میبینه یاد عشق بازیش میافته اونم به نحو تابلو خوب مگه خونتونو گرفتن یا ما ندید بدیدم پزشو به ما میدن . ![]()

بازم غیبت مرداست :![]()
میگن : زندگی احساسی مردان هم به اندازه زنان پیچیده و غنی است . یه چند تا تکبیر بلند مطلبه ....
با اینکه احساسات همیشه از خصوصیات زنانه به شمار میرود ، اما مردان هم به اندازه زنان احساساتی میشوند و تجربیات عاطفی مشابهی را توصیف میکنند. مطالعاتی که بر روی زوجها صورت گرفته نشان میدهد که مردان هم به اندازه زنان با میزان استرس همسرشان هماهنگاند و به همان اندازه قادر به حمایت از آنها هستند.

دکتر کلمن، همکارمه میگه :
« احساسات در زندگی مردان در پشت سر و در زندگی زنان در پیش رو قرار دارند.» هورمون تستوسترون بر احساسات مردان تاثیر میگذارد و باعث میشود آنها بیشتر به طبقهبندی و تفکر منطقی بپردازند. به نظر میرسد زنان طبیعتاً با عواطف خود بیشتر در تماس هستند ، در حالی که مردان باید روی این قضیه کار کنند و اگر این کار را بکنند شرایط کاملا برابر میشود. آنها دارای روابط شادتر و زندگی سعادتمندانهتری خواهند بود.
نتیجه اخلاقی : این همکارمون خیلی بالا دیپلم حرف میزنه ترجمش کلا میخواست بگه یعنی مردام احساس دارن . خوب داشته باشن ما که بخیل نیستم . مبارکشون باشه . ![]()
و من الله التوفیق
مشاوره سارانازیان
....................... هر کی خونده که خوند نخونده قبلا اینجا یه چیزی نوشته بودم که برداشتم .![]()
هیچ وقت از درس تاریخ خوشم نمیامد اه اه دانشجوی تاریخ این دم پرا نباشه .
بشینی زندگی ممد خیابانی ، میرزا حسن خان جنگلی ، باقر خان ،دخترش پسرش عروسشو حفظ کنی چی بشه
. از سوم ابتدایی داریم میخونم اخرش نفهمیدم اینها کی هستن . همین انقلاب دانشگاه یه بار افتادم هیچی نخونده بودم امدم بخونم تب و لرز گرفتم رفتم دکتر امد شد شب خوابیدم صبح رفتم رفوزه شدم به همین سادگی به همین خوشمزگی اونوقت با ۸ نکرد دو نمره بده فلان فلان شده . 
دفعه دوم گذاشتم جلوم بخونم دیدم وای اندازه موهای سرم توش تاریخ تولد از اشپز دربار بگیر تا ماروین زونیس روانشناس شاه . این نشون میده وانشناسی خیلی قدمت داره شاهم واس خودش خصوصی روانشناس داشت .
یه چی تو مایه پرستار در منزل .
اولش خواستیم تکنیکی ربطش بدم به تاریخ تولد فک و فامیل مثلا سال ۳۵ فلانی دنیا امد اوضاع اینجوری بود ولی اخرش فامیل کم اوردم .
روز امتحانم بعد خدا امیدم به این جلویی بود انشالله اون دنیا هوری بهشتی بشه برگش از کف دستم واضح تر بود . قبولیدیم
پ.ن ۲ : غلومی باباش برمیگرده هی نگید غلومی بابا نمیخواد نه نمیخواد من که نمیتونم بچمو ول کنم