تبليغاتX
ماجراهای ساراناز

عشق و دلدادگی سابق ((خوش امدید ))

چه دعایی کنمت بهتر از این خنده ات از ته دل گریه ات از سر شوق .

سال 1388 بر همگی مبارک . با ارزوی سالی خوش .

سال 87 . بالاخر اینم تمومش شد . با همه خاطرات تلخ و قشنگش . سال بد و خوبی بود . همه خاطراتم یادتون بخیر .

چهارشنبه سوری هم رسید ترقه خواستید غلوم دست ساز داره با صدای خفن

مدل داره زیر پای دختر بترکونید خرجتون میره بالا همون جیغ دراوردن کلی حالی میده

زیر پا .....   ترکوندنم همون مایه ها  براتون در میاد

بچه مچه و پیرمرد پیر زن ارزون چون فحش میشنوید .

یه دوستی داشتم میگفت میخوای ببختتون باز بشه بگو مامانت چهار شنبه اخر سال با جارو بیرونت کنه .

خودش الان رفته یه بچه هم داره . کافی امتحان کنید .

الان  کوچمون داره میره هوا میزنن میرقصن . اتیش  تمام کوچه رو بسته . تیپ زدم دارم میرم .

مراقب خودتون باشید واسه یه تفریح کوچک چپر چلاق نشید


سه شنبه ۲۷ / ۱۲ /۸۷

دیروز صبح با بچه ها  رفتم بهزیستی . بعدشم رفتیم استخر پرورش ماهی چه ارامشی داره رو لبه استخر وایستادن .  دستمو کرده بودم تو لگن ماهی بگیرم نمیشد یه جیغ جیغی راه انداخته بودم هر کی نمیدونست فکر میکرد مقصر ماهی . 
بعدشم ناهار و یه چرخی تو شهر شد 3 بعد از ظهر . بعد از ظهرم رفتم خرید ویژه .
شبم چهار شنبه سوری . من خیلی کنترل کردم نرقصیدم اهنگای دی جی میکوبید خیلی حال داد . امروزم ارایشگاه  رفتم دیگه بیرون نمیرم تا ۱ فروردین

+ تاريخ سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 20:55 نويسنده ساراناز |

 

مینی بوسی :

 انگيزه: ديدن عمه قزي، ديدار از آبادي ،  خرج کردن دوزار و سه شاهی عیدی کارگری

 وسايل همراه رفتن : یه خروار شیرنی مونده  ، برنج هندی ، 1 دونه مرغ .

موقع برگشت : یه دبه ماست ؛ پنیر محلی ، جوراب بافتنی

 اهنگ مینی بوسی : کفتر کاکول پسر ، جواد یساری و همراهی دوستان

 مقصد : ده خانواده عیال، یا به اصطلاح باکلاسش ویلا

همراهان : کلا هر کی از ده راهشو به شهر کج کرده .

 لباس مورد نیاز : بچه نمیخواد اون نو رو بپوشی پاره میشه همون پارسالی ها خوبه

 سرگرمي ها: کتک زدن بچه ها، دويدن روي صندلي هاي مینی بوس ،

 قطاري:

انگيزه: سفرهای داخل استانی

تفریحات :خوابيدن تا حد مرگ، راه رفتن در واگن ها، استفاده از C.W  نگاه کردن از پنجره به بيرون،

تور کردن دید زدن دختر واگن بغلی ، کشيدن ترمز اضطراري، کوبيدن در کوپه هاي مجاور و فرار!

وسایل مورد نیاز : هندز فری ، گوشی برا بلوتوث بازی ،

 همراها : یه سر بچه پایه برا کرم ریزی made by Laie

 لباس سفر : خونه خاله است هر چی عشقت کشید

 تنقلات : تخمه با پرتاب به درد و دیوار

 آهنگ مورد علاقه: تلق تلق، تلق تلق، تلوق جز این بعید میدونم صدایی بشنوید . ممنونیم از راه اهن ایران بابت موزیک درخواستی

 هواپيمايی :

 انگيزه: سفر های اونور ابی ، دور شدن از زمين، گرفتن عکس، آشنايي با کادر پرواز
 وسايل همراه:کتابهای جلد کلفت   کیف سامسونت، لوازم آ رايش،

آهنگ مورد علاقه : همش خارجی .

 مقصد : دبی ، کیش ، ترکیه ،

 همراهان : جوات ، بچه های پاساژبغلی ، کلا یکم دستش به دهنش برسه از ایران میخواد بره

لباس سفر : کت و شلوار ، خانمها هم که لباساشون تق و لق سر فرصت میپوشن

تنقلات : اب معدنی ، اب میوه . بقیشم ممنون میل ندارم

 سرگرمی : تبادل نظر در مورد اخرین تغییرات سیاسی ، گفتگو با مهماندار ( همون مخ زدن ) لبخند زدن به کادر ، دائما صدا کردن مهماندار


کاميوني :
انگيزه: حمل اثاثيه، حمل جنازه، حمل خانواده، سیزده بدری made by Laie
آهنگ مورد علاقه: چون اکثریت پشت جا خوش کردن رو تشت و قابلمه میکوبن
مقصد: هر جا تونستی بریز پایین ما رو
همراهان: هوشنگ ، بيوک، ممد ، خاله و 6 تا بچش و عمو دایی . هر کی ماشین نداره بیاد

تنقلات: چاي پررنگ و قلیون ، شکار گنجشک و تخیدنش و....

سفر دریایی : جا افتاده بود

انگیزه : کشتی ندیده ایم ، عقده وایستادن رو عرشه کشتی داریم ، خدا نکرده تجارت به ان سوی مرزها

اهنگ مورد علاقه : ما بچه شطم چو مار هفت خطم . دریا دریا دریا عشق ما دریا

مقصد : جزایر ناشناخته . Shark Island

همراهان : ناخدا کوره ، دزدان دریایی ، این خاله منم ببرید وسواسی عشق اب

تنقلات : هر چی میشه خورد بخور بریز تو اب ای حال میده

 


این شعر برا اسیه گفتم : هر کی دلش پر بیاد دست بزنه من بخونم

اتل متل صدای هاپ هاپ اومد درره ره ره  دلم به تاپ تاپ اومد درره ره ره 

  یکی بیاد این سگ رو ببنده بابا صدای اون بلند . Doggy

اگه بیاد پیدا کنه جای من با دندوناش گاز میگره  پای من با دندوناش گاز میگره پای من .

شمارش معکوس روزهای اخر سال . دلتنگ گذشتم  فکر حال و اینده رو دارم . اهنگ وبم برگشت پاشید برقصید .

میلاد رسول اکرم مبارک .

+ تاريخ جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 12:54 نويسنده ساراناز |

 

 

زن خیابانی : یعنی زنی که خیلی باکلاسه اصلانشم سوار اتوبوس و تاکسی نمیشه . انقده طرفدار داره. بعضی ها که بعضی حساشون گل میکنه همش براش بوق بوق میکنن .

 زیر خط فقر  : یه خطه قرمزه زیرش  یه عالم ادم زندگی میکنن  

بچه مایه  : به پول که بگن مایه؛ پوادار میشه مایه دار؛ اونوقت بچه اون میشه بچه مایه

بچه سر راهی  : یعنی بچه که از زنبیل توی اب روان پیدا بشه . یا نمونش بزان بندازن گردنت .  پدرشون  همون بوق بوق ها هستند .

عدالت اقتصادی : همین که هست هیسسسسسسسس چه معنی داره .

ساراناز :  اینو دیگه شما بگید من چی هستم ؟   تو کامنتا ممنون میشم .


چند روز پیش یه سری از طرف بیمارستان دهخدا  اومدن در خونمون  که شما تازه زایمان داشتید .

گفتیم نه ولی همسایه روبرویمون تازه فارغ شده گفت نه ادرس خونه شماست . یه خانمی چند روز پیش زایمان کرد ادرس خونه شما رو داده  بچه رو گذاشته و رفته .

نتیجه اخلاقی : ملت غلطشونو یه جا دیگه میکنن بچش به ادرس ما پست میشه . یکم که بشتر دقیق شدیم مثل اینکه دفعه سومش بود بچه تو بیمارستان میزاشت وبا یه ادرس قلابی میرفت . عجب ابلهی حالا چرا اینا رو دنیا میاره خوب سقط کنه . تو پرونده مجتمع یه همچین چیزی کم بود که بحمدالله اونم زیاد شد .

پارتی بانک فکر میکنید چی ازم خواست بابت کار . ؟؟؟

ساقه درخت انگوراونم بیدانه . Hanging .. گیر داده باید پیدا کنی بیاری . اخه بی انصاف یه چیز دیگه بخواه  از دیوار کدوم باغ برم بالا .


داریم به اتفاق غلوم و قمبر و قدم خیر اهنگ ساسی میگوشیم .

بیا برگرد جون من انقده اطفاری نشو . به جز مانکن نرو و با کسی توهم بازی نشو  وقتی منو بوس میکنه اون دوتا چشماشو میبنده قربون اون لباش برم که دم به دیقه میخنده .

 

+ تاريخ دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 1:26 نويسنده ساراناز |

 

گوشه ای از صحبتهای یه دسته پسر بیکاره الدوله

بدبخت حسین بسوز همون دختری که به تو پا نمیداد من رفتم مخشو زدم  شمارشو گرفتم

?- وای پسر! این دختره  توی کلاس هست رو دیدی عجب چیزی!

?- من بدجوری رفتم تو کف ای دخی  خیلی نجیبه . اگه این پایه بشه من همه ی دوست دخترهام رومیذارم  کنار

? اهههههههههه حوصله مون سر رفت ! یه چی ردیف کن بخندیم

?- یک سی دی توپسی گیراوردم جون ممد اخر ماشین.

?- این دختره رو ببین. بفرما بوق

?- ممد ما میزنیم تو یه دهن بخوان … ممد :  توی کوچمون دختره قد بلنده …


چقدر خستم الان . هر چقدر فکر میکنم هیچی یادم نمیاد بنویسم . بچه هام عین بز کوهی زل زدن ننجونشونو نگا میکنن . قربونشون برن .

این هفته خوب نبود . یکی از دوستام همسرش فوت کرد طفلکی تو اوج جوانی با یه بچه بیوه شد .

 لاستیک ماشینو عوض میکرده جک در میره و ماشین صورتشو متلاشی میکنه.هنوز نتونستم کامل بپرسم چی شده . حال روحی دوستم اصلا خوب نیست . پسر ۵/۱ سالشم دیگه شروع کرده بهانه پدرشو میگیره . گریه میکنه و بابا بابا میکنه. خدا صبرش بده . یه فاتحه بخونید  .

چه اوضاعی . هیچکس نه حس بهار داره نه ذوقش .

چند شب پیش کتاب راهنمای تلفن گرفته بودم دستم فامیلی ها رو میخوندم داداش میگه من یه دوست داشتم دوره راهنمایی فامیلیش زرتاب بود( با کسره بخوانید  .  ببین پیدا نمیکنی انقده خندیدم . خوش به حال ثبت احوالی ها همش میخندن 

 

+ تاريخ دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 23:16 نويسنده ساراناز |

 

گویند چون خزانه اونوشیروان عادل را گشودند لوحی دیدند که 5 سطر بر روی ان نوشته شده بود /

هر که مال ندارد آبرو ندارد .

هر که برادر ندارد پشت ندارد .

هر که زن ندارد عیش ندارد .

هر که فرزند ندارد روشنی چشم ندارد .

هر که این 4 ندارد هیچ غم ندارد .


یه آشنایی داریم  گردنش 3 تای هیکل غلومی . سرپرست یکی از شعب بانکهای ملت  تهران . انداخت تو فک ما که بریم تو بانک کار کنیم . خلاصه  زنگ زد هماهنگ کرد که  یکشنبه من برم . تاکیدم کرد بچه مثبت برم . Arabic Veilما رفتیم تو لباسامون دیدیم با اینا بریم از پنجره بانک میایم پایین  

مانتوها که یکی کوتاه یکی چاک دار یکی تنگ چادرم که نداشتم چادرهای مامانم که مجلسی زنگولیدیم به برو بچ مثبت  یکی قرضیدیم .
به جا مانتو هم یه پالتوی بلند پوشیدم با یه جفت جوراب کلفت و پوتین موتینم غلاف کردیم  فقط هم  یه کرم زدم .خلاصه کی باورش میشد منم  . صب جلو اینه مردم از خنده تا بپوشم . چادر بردم دم بانک سر کردم بعدشم پریدم تو ماشین در اوردم . خلاصه رفتیم پیش سرپرستشو خودش خوب بود ولی یکی بود پدر منو دراورد از اون اولش عین  بزغاله  زل زد.  منم یکی زل بزنه راحت نیستم اعصابم خورد میشه خلاصه یکم ما رو بازی داد و گزینش و این حرفا فعلا موکول شد به بعد عید . اون 1
،2 ساعت همش فکر میکردم چقدر سخته ادم مجبور میکنن . اصلا دوست نداشتم اون سارا باشم . دلم برا خودمم تنگ شد.  مجبورم دیگه خرج 3 تا بچه قد و نیم قد از کجا بیارم . ساعت 10 رسیدم خونه تندی تغییر شخصیت دادیم و رفتیم با بچه ها بیرون کلی خوش گذروندیم 4 امدیم خونه که دیگه انقده خسته بودم پس افتادم .

حالا اگه رفتم از دم به همتون قول یه وام پرادو میدم . فقط شرط داره باید تحویل گرفتید ماشین عروس بشه بعدشم برید یه جا رو پیدا کنید پرادو رو با وام بده . . http://edalatkade.parsiblog.com/Archive89912.htm

اینم عکسش یکم حرص بزنید .

پ.ن : رحلت رسول اکرم و امام شیعیان بر عموم مسلمین تسلیت

+ تاريخ سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 14:41 نويسنده ساراناز |

 

 در ابتدای آشنایی تا اولین سال ازدواج: عشقم ؛ عسلم ، جوجو ،یه رب در میان بغل . یه جان میگی 40 تا جان از بغلش در میاد . اصولا سختی زندگی فقط تفریح.

سال اول تا سال دوم ازدواج : عزیزم ، گلم ، هانی

سال سوم تا سال پنجم ازدواج: خانمم ، خانمی ، خانم ، گاهی هم اسمش  .

سال پنجم تا سال پانزدهم ازدواج : زنم، آشپزم، کلفتم و…

 سال پانزدهم تا سال بیست و پنجم ازدواج : مادر بچه ها ، قاسم ننتو صدا کن .

سال بیست و پنجم تا سال سی و پنجم ازدواج: عفریته ، تشنه به خون هم

سال سی و پنجم به بعد: تو این سن  دیگه  سکته ای میشن سکوت مطلق .


اینجوری بخونید از این مجرما میگرند تند تند تایپ میکنن صدای کیبرد میاد ..

 

 

 

پسر اول : غلومی معروف به غلوم دماغو بچه پیوند بیمعرفت متولد شهریور 87

 

 

پسر دوم قمبر معروف به قمی سوسول . متولد بهمن 87  

 

 بچه سوم : قدم خیرناز  اشانتیون قمبر . بچم 3 روز گشنه تشنه ته پاکت افتاده بودم ما ندیده بودیم . ناز مثل مامانش . متولد بهمن 87 قل دوم قمبر .

بعدشم تا 4 تا بچه مال کلاغاست . شیر خشکشونم ننجون  بارون مسئول توزیع شیر خشک .هوا  نوهاشو داره . 

+ تاريخ جمعه دوم اسفند 1387ساعت 19:57 نويسنده ساراناز |

 بهترین سایت خدمات دهی به وبلاگ نويسان