|
عشق و دلدادگی سابق ((خوش امدید ))
|
Oh may gad 
نخبره . دست همتون بابت تبرک درد نکنه انشالله تو عروسی همتون نفر اول میام اخر میرم . 
چند ساعتی میشه امدم چشمام باز نمیشه
ولی خوب مجبورم چون شارژ ای دی اس ال اخرشه بپره دیگه نمیتونم اپ کنم خوابو بعدا میشه .
رفته بودم مشهد . خوب بود خوش گذشت جای همه هم نائب زیاره بودم . هر کی هم تو یادم امد براش دعا کردم 
به سن نگاه کردم 25 به بالاها همه دعای بخت 
زیر 20 قبولی کنکور 
عزیزان بین ۲۰ تا ۲۵ سالم برید خوش باشید نه وقت شوهرتونه نه بچه . انشالله بی اف جی اف های خوبی نصیبتون بشه ![]()
بالای 28 خدا بهتون بچه بده 
دیگه رده سنی بالا هم با حاج خانم حج قسمتتون بشه 
فقط اول و اخر سفر میگم . موقع رفت 13 فروردین ساعت 5 و 40 بود . ما رفتیم تو سالن که نشستیم هیچکس نبود فقط یه پیر مرد بود با پسرش . یکم نشستیم پیری گفت شما هم ترکیه تشریف میبرید ما نه میریم مشهد پیری : ولی اینجا سالن سفرهای بین المللی . من چنان زدم زیر خنده داشتم میمردم
یه طایفه رفتیم تو یکی نگاه نکرده این سالن بین المللی . 
برگشتم ساعت 12 شب بود . خونه که توش بودیم یه سوئیت کامل که متعلق به بانک ملت بود .
روز اخر ما حاضر شدیم نماز مغرب بریم حرم . من و مامان پایین بودیم بابا و داداش بالا بودن . یه دفعه صدای انفجار چنان پیچید . داداشم جیغ زد گاز از پایین ببند من پله ها رو 3 تا 4 تا دویدم . ابگرمکن اب و گاز قاطی کرده بود یه حالت انفجار دست داد که روکش ابگرمکن پرید .
ما هم دیگه چند ساعت بیشتر به برگشتمون نمونده بود زنگ زدیم به سرایدار
اونم گفت اب و گاز قطع کنید من صبح خودم میام . اینم ضد حال اخرین روز . شبهای حرم خیلی دوست دارم سرد بود ولی میچسبید .
ما هر دفعه رفتیم این گرینف های که میگردن
به یه چیز ما گیر دادن دفعه اول زن گفت چادر شما شال دار نمیشه این چادرا تزئینی .
یکم گیر داد بعد مثلا ضایع نشه گفت حالا ورود استثنا میتونیم قبول کنیم . ولی از فردا با خودت چادر بیار . فرداش گیرنف یکی دیگه بود گیر دادخانم چرا شالت روشن...
خلاصه واسه هر روز یه گیری دادن . روز اخر بعد از ظهر یه درگیری بین خادما با یه مرد شده بود شبش که ما رفتیم خیلی ناجور میگشتنمون . ![]()
کلا یه چیزایی کم کنیم و زیاد کنیم خوب بود
ولی بیشترشو خندیدیم . نسبت به چندن سال قبل خیلی عوض شده بود .
عکسا هم حجمش بالاست نمیشه بذارم یکم دستکاری کنم میزارم .
اینم سوغاتی
پ.ن : ۷ دقیقه دیگه شارژ ای دی اس الم تموم میشه . تا شارز مجدد .... برمیگردم . ![]()
تعطیلات تموم شد برگردیم پی بدبختیمون .
من از فردا تا یه هفته نیستم . میرم سفر .
بچه هامم میبرم . قمبر میبندم کولم
قدم خیر بغلم
غلومم هم دستشو میگیرم . ![]()
برگردم شارژ ای دی اس الم تموم میشه تا شارژ مجدد طول میکشه .
جواب ندادم شرمنده .
تایید کامنتها رم برمیدارم فحش محش نذاریدا .
16 فروردینم تولدمه .
کادو هاتونم بذارید بعد سفر میام میگرم .
عوض کیک یه شکلات از این دسته چوبیا 
خریدم نفری یه لیس ... 
اولم میدیم غلومی بچه است طاقتش کمه . 
دیگه 13 بدرتون خوش بگذره .
من 13 به در نیستم هر کی خوند عوض من یه گره بزنه ..
تا میتونید بریزید بپاچید بشکنید
از درخت برید بالا
یادگاری بنویسید . سالی یه باره دیگه .
شهرداری وظیفشه انقده پول میگرده ازمون واسه همیناست .
اصلا گوش ندید این زنه نصیحت میکنه
شهر ما خانه ما بیخود میگه . عوض منم کثیف کنید .![]()
همینا دیگه بعد سفر اپ میکنم . روزگار خوش . ![]()
اینم اهنگ جدید ساسی فوق العاده رقصی :![]()
![]()
![]()
![]()
توی عمرم هیچ کسی مثل تو پیدا نمیشه بخدا لنگه عشقت عشقی پیدا نمیشه 
![]()
همه دنیا رو میدم واسه لحظه تو ُ تو میدونی تو میدونی مرگ به نیرنگ واسه تو .![]()
![]()
وای وای وای وای دربه درم کردی وای وای عشقم جون به سرم کردی ..... ![]()
عجب عیدی ما که تا حالاش هیچی نفهمیدیم
تفریحم که خونه هیچکی نرفتیم یعنی اصولا هیچ وقت نمیرم.
مامان بابا خودشون میرن ..اولین روز که ضررزدم
دومین روزم رفتیم فدک
سومین روزم خونه خاله من از دار دنیا یه خاله دارم که اونم وسواس داره یه چیزی میخوری میگه سارا جان اب هستا بشور دستاتو .
شوهر خالمم که مریض شدیدا حالش بده . اونم که دیدیم یکم افسرده اون شدم .
چهارمین روز بابا یه قربونی کشت
پنجمین و ششم مهمون داشتیم .
هفتمین روز که امروز باشه با برو بچ قرار گذاشتیم بریم بیرون یه پارک جنگلی یعنی کلا شانس بود که میبارید .
ساعت 11 رفتیم پیاده شیم یکم قدم زدیم و برگشتیم سوئیچ قفل کرد هر کاری کردیم در باز نشد
مشکل از باطری سوئیچ بود درشو باز کردیم ریخیتم بهم نشد 
گشتیم دنیال یکی که سمند داشته باشه کنار جاده بود
هیچ کسم نگه نمیداشت بالاخره یه اقایی با خانمش بود یه بچه معلولم داشت زد کنار و بنده خدا اومد و سوئیچشو داد باطری ها رو عوض کردیم در باز کردیم ماشینو از رمز دراردیم و ساعت 2 با اعصاب خورد ظاهری الکی خوش گذشت برگشتیم .
هیچی هیچی نفهمیدیم فقط فکر این بودیم ماشینو چطوری از اینجا دراریم .
اخه زنگ میزدیم خونه 3 میشد ما رفتیم راه دور .
برو بچ میگن سارا نبودی عمری طرف نگه میداشت اخه قیافت نمیخوره شر و شور باشی معلومه واقعا کار داری . 
همین شد ما امیدوار شدیم به خودمون که قیافمون شر نیست .
البته به این نتیجه هم رسیدم که اصولا واسه به یه دختر راحتر نگه میدارن تا یه پسر .
پ.ن : رابطه سال گاو
و الگوی صحیح مصرف :
یعنی عین گاو نخورید .
فک نکنید غلوم گفته ها نه قربونش بره هر کی این اسمو گذاشته بچم وزنی نداره .
جز این هیچ برداشتی نداره چرا گذاشتن تو سال گاو این اسمو انتخاب کردن .
من یه جا نوشتم اخه با حقوقو 250 تومن این حرفا رم داره . گفتن سیاسی شدیا و ما فهمیدیم یعنی جیزه .
شاید عجبترین روز شام مهمون داشتیم .
من یه بعد از ظهر خودمو کشتم با مامان کلی زحمت کشیدیم کلی تشریفات دسر ژله سالاد چند جور غذا کلی هم به خودم رسیدم
که مثلا اولین شب سال رویایی باشه . همه نشستن داشتم فیلم میگرفتم اون شب خیلی شیطونی کردم .
قرار شد من غذا رو بکشم 2 تا بشقاب کشیدم به سومش رسید گرفته بودم بالای دیس یهو بشقاب خود به خود تو دستم ترکید خورد خورد شد
من یه جیغی زدم بشقاب یکم دستمو بریده بود .
همین جوری مات موندم . مامانم یکم اب داد بهم 5 دقیقه دورم کردن بعدش برگشتن سر شام
اولش فکر کردیم فقط تو دیس شیشه خورده ریخته وقتی امدیم جمع کنیم دیدم هیچ چیزی قابل خوردن نیست شیشه خورده تو همه چیز پریده بود سالاد نوشابه دوغ ماست دسر خورشت برنج نون همش شیشه خورده ای بود .
حتی یه قاشق از اون سفره قابل خوردن نبود کلا همشو ریختیم بیرون .
شام اون شب با کنسرو و املت گذشت .
تا 3 صبح داشتم فکر میکردم یعنی چی بوده حکمتش که حتی یه قاشق از اون سفره رو نمیشد خورد .
چرا بشقاب بدون هیچ اتفاقی تو دستم ترکید .
اخرین اخبار بچه هام : غلومی دستشو کرد تو تنگ ماهی
اول ماهیا رو خفه کرد بعدم خام خام خورد ابشم سر کشید .
اه اه نداره که بچه است دیگه .
تازه یکمم حساسیت داشت اب دماغش میومد با اب ماهیا رفت پایین .
نترسید مسواکم زد ![]()
انقده غصه این بچه های منو نخورید میبرمشون سفر 12 به بعد نیستم همه برمیگردن من تازه میرم .
اینم فالم تو سال 88 :![]()
شاهدان گر دلبری زین سان کنند زاهدان را رخنه در ایمان کنند
هر کجا آن شاخ نرگس بشکفد گلرخانش دیده نرگسدان کنند
تفسیر حافظ سارانازیان :
احتمالا امسالم 2 3 تا بچه باز میخری .
بچه هات همچنان بی بابا هستن ولی خیلی ها دوست دارن باباشون بشن ![]()
غلوم و قمبر و قدم خیر بزرگ میشن ولی تو همین جوری میمونی اصلانم سنت بالا نمیره .
اینو حافظ گفت شیرنی ارشدتو بخوریم سارا جون .
سر کارم میری فقط یکم باید هوای گردن کلفت پارتی رو بیشتر داشت .
شوهر موهرم توفالت نیست برو خوش باش . ![]()
.