تبليغاتX
عشق و دلدادگی

دلتنگی های سارا ((خوش امدید ))

  انگیزه منگیزه مهین جون :

حالا از انگیزه ق ات ل بگم اسمش مهین : امروز گفتگوی ویزه استانی برا ما گذاشته بودن ...

دیروز این یارو س ردار گفت انگیزه مالی بوده امروز گفتن انگیزه نفرت زنه از مادرش بوده ....

حالا تفسیر سارانازیان : Sagittariusاین س ردار گفت از همه روانشناسا علی الخصوص (موسسه سارانازیان) روانپزشکا دعوت میشه برای بررسی پرونده حضور به هم رسانیم احتمالا تو بررسیش منم برم ...

یارو س ردار انگاری با یه سری یول طرفه اول  میگه انگیزه مالی داشت فرداش گفتن انگیزه نفرت از مادرشه من میگم چرت گفتن چون شوهرش راننده ماشین سنگین بوده . وضع مالی پدر مهین جون هم خوب بوده ... بعد اینکه وقتی این مامان بزرگا رو م ی کشته چیزی ازشون سرقت نمیکرده ...

بعدش دیدن 3 شد گفتن انگیزه نفرت از مادرشه ... هر چی شبیه مادرشه م ی کشه ... اینم چرته ... وقتی ادم از یکی بدش میاد میره همونو میکشه نه یه سری زاغارت ماغارتو . ننه مهینم زنده بوده .. پس این فرضیه هم هیچی بیاد سر خط ... این قضیه اصلا سیاس ... این زنه س ابقه دار سال 85 هم  زده صاحبخونشو کشته ... مثل اینکه یارو روش نظر داشته اینم یه حال ابدی بهش داده  ولی زرنگ بازی دراورده در رفته اخه ادم سابقه دار یهویی انگیزه پیدا میکنه ؟ احتمالا شر خر پول میگیره پخ پخ تحویل میده ....

بعدش گفتن ک ش تن این مامان بزرگا به تنهایی توسط مهین جون انجام میشده .... من موندم یه زن چقدر زور داره بخواد ادم خفه کنه ؟ انگشتاشو ندیدید انقدر ظریفه یه ساعتم فشار بده طرف سرفه شم نمیگیره چه برسه خ ف ه شه ... بعدشم اینا رو میکشته ج نازه به اون سنگینی چطوری جا به جا میکرده ..... جالبه میگن شوهر ش خبر نداشته ؟ مثلا ساعت 1 شب میبرده جنازه رو پرت کنه بیرون احتمالا شوهرش یکم رشتی بوده نمیپرسیده زن این وقت شب کجا میری 

و در اخر مثل همیشه ای ران اصلا علم جرم شناسی نداره همیشه با توسل به ائمه و نذر و نیاز ق ات ل پیدا میشه ... خلاصه سر ما رو شیره مالیدن بعد 3 ماه یه سری مزخرفات تحویل ما دادن که خودشونم نفهمیدن چی شد ... اخرشم مثل فیلم هندیا به خوبی خوشی تموم شد و من الله التوفیق پرونده بسته شد ...


ق ات ل ق ت ل ه ای سریالی مامان بزرگا گیر افتاد پنج شنبه ساعت 1و نیم شب تو خونش با شوهر جونش دیگه تو چه وضعی بودن نمیدونم  تو شهرک ... گرفتن  زنه 32 ساله است . دمش گرم با این سن کمش اینهمه دل و جرات .... من امروز صبح شنیدم 9 صب پسرخاله قار قار زنگ زد گفت ... البته زنه هنوز اعتراف نکرده ... به قار قاری میگم ای بابا انقدر میزنیدش که بدبخت گناه هولوکاستم گردن بگیره ... دوچرخه داداش منم بیاره پس بده .. فعلا که تقریبا یه نفس راحت بعد این همه ناامنی داریم میکشیم .

بگم از اخرین کار فرهنگی هنریم :

چند روز پیش با دوستم رفتیم بیرون .... ساعت 4 دوستم شیفت داروخونش بود رفت سرکار . تو راه یه 206 افتاد دنبالمون گیر داد ول نکرد . ما هم دیدم ول کن نیست وایستادیم خداحافظی کنیم . 206 هم یکم جلوتر پارک کرد . تو اینه داشت علامت میداد بیاید سوار شید  منم گوشیمو دراوردم 110 گرفتم  گفتم یه مورد مزاحمت خیابونی ، فلان جا .... 206 به شماره پلاک .... اون اقا پلیس مهربونم گفت همکارا تو موقعیتن الان اعزام میشن . تا چشم برگردوندیم 110 رسید منم که پلاک ملاک دادم . دهن یارو از سرویس اونورتر اسفالت میشه . ماشینش که میره پارکینگ خودشم احتمالا مظنون به قتلهای اخیر  تو بازداشت میمونه . اخه الان بگیرندت یه دایره قتلم میفرستنت ...

میدونم نامردی کردم ولی حقشه من چند بار بهش گفتم بره ، بعدشم پلیس گفته مورد مشکوک دیدی بزنگید . منم اجرا کردم ... احتمالا خیلی فحش بارم کرده تو دلش .. من فکر ایندشم تو گوشش میمونه'دیگه نخواد کرم بریزه .

اینجا ادمها وقتی راه میرن بهم شک دارن به چشم ق ات ل بهم نگا میکنن . اصلا جواب هیچکی نمیدن ... خود من تو خونه تنها باشم حفاظ در قفل میکنم  زنگ منگ ایفونم جواب نمیدم .بیرونم میرم یه کارد گذاشتم تو کیفم دستم اکثرا تو کیفم یه چی بشه کشیدم بیرون . لااقل دوتا خوردی یکی میزنی .

اداره اب برق گازم گفته تا اطلاع ثانوع مامور واسه کنترل نمیفرستن ....  

دیگه بیشتر نگم . سیاس میزنه . یه دفعه دیدی قربانی ف ی ل ت ر ی ن گ شدیم .

 پ.ن : دهن سرویس فحش نیست اینو .... خدا بگم چه کارت نکنه  

داداشم میگه دهن سرویس همون ارتودنسی میشه .

+ تاريخ یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 1:32 نويسنده ساراناز |

 

مثل اینکه اوضاع اینجا قرار نیست اروم بشه : از  بلاهایی که تو این هفته سرمون امد بگم ...

یکشنبه 7 صبح : همسایه طبقه بالایمون زنگ ایفون زد .... در پارکینگتون بازه ؟؟؟؟ بابام رفت پایین دیدیم دوچرخه داداشو دزدیدن ... اونم چی 600 هزار تومن پول دوچرخش بود اسفند ماه خرید .حالا منم خوابیدم یه دفعه دیدم در باز کرد سارا پاشو بردن ... رفتیم پایین دیدم بله جا تر بچه نیست ... قفل دوچرخه از این کابل ها بوده داداش تو دیوار یه بست بزرگ زده بود که قفل میکرد اونجا . طرف یا کابل بر داشته یا با هر چی دزدیه برده . بعدش زنگ زدیم 110 اونم اول فکر کرد 60 . 70 تومنی ... گفتیم 600 جا خورد . بعدشم گفت بیاید  برگه شکایت بنویسید . . من رفتم کنکاش دیدم رو دیوار حیاط یه  جا پای گلی بود شب قبلم بارونی بود . معلوم بود از دیوار حیاط پریده تو بعد از در پارکینگ رفته بیرون ... همون جای پا  هم رو کاپوت ماشینمون بود . پلیس گفت اگه مطمئنید مال اونه بیارید اثر انگشت بگیرید . ما که نمیدونستیم بیخیال شدیم .. من نمیدونم این سیستم دزدگیرا واسه قشنگی . حتی صداشم درنیومد . الان طفلک داداشم افسردگی  گرفته . حیف شد چقدر من سوارش شده بودم اخر کلاس بود.  به داداش میگم غصه نخور انشالله سوار بشه با دماغ بیاد پایین میگه اخه ترمزاش دیسکی چیزیش نمیشه ... خلاصه اینم از ضرر ناامنی که ما هم بی نصیب نموندیم .

اح م د ی ن ژ ا د م که امد خوش به حال قاتل شد . طرف صبح چهارشنبه یه زن رو از شهرکهای اطراف میامده داخل شهر نامه بده سوار میکنه میبره پخ پخ میکنه جسدشم پرت میکنه تو جاده های بیرون شهر . پسر خالم میگه زنگ زدن که جسد پیدا شده دادس ت ان میگفته یه چند تا عکس بگیرید جمع و جور کنید الان رئ ی س ج م هو ر  میرسه  . انگار نه انگار همین جور امار داره میره بالا . خاک بر سرشون . مثلا اون روز امنیت شهر بالا بوده این بوده . چند شب پیشم تو یکی از خیابونهای اصلی ت ی ران دازی شد ... الان شرایطی که اب گل الود بقیه بیکار ننشستن .. یه چند تا هم میبینن اوضاع شلوغه دختر ب ل ن د میکنن . یکی از اشناهای ما دختر ام اس داشت بنده خدا رو سوار ماشین میشه وسط  راه دوتا مسافر سوار میشن دختر رو بلند میکنن میبرن بهشت زهرا ت رت ی ب ش  و میدن . بدبخت افسردگی شدید گرفته تا مرز خود کشی پیش رفته ....

به حدی اعصابمون این روزا قاطی . ملت نه از مرده میترسن نه از زنده نه از خدا از هیچکی . بلا نسبت بقیه یه وقتهایی میگن وحشی به نظرم دروغ نگفتن ..

پ.ن : این پستم یکم زیادی قاطی کردم ....  
+ تاريخ سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 13:19 نويسنده ساراناز |

از بقیه اوضاع شهر بنویسم داغتر :

این یارو که زن میکشه یه نیمچه خبرشو نوشته چه جوری .

 http://iscanews.ir/fa/ShowNewsItem.aspx?NewsItemID=302389 

 ولی خوب تفسیر خبر سارانازیان واقعی تر من خودمو حکم میدم ....

میگن 4 تا ولی 35 تا تا حالا پیرزن مفقودی اعلام شده ... اینا رو این پسر خالم میاد میگه ... از بهمن ماه داره نفله میکنه اولیش که یارو 76 ساله بوده این بیچاره قاتل دست نزده اون مرده  الکی فقط امار برد بالا ... حکمش هیچی من منصفم این که عزرائیل دنبالش بوده اخه ...

دومی که 66 سالشه اونم در شرف بوده  حکمش  10 تا بیشگون مینویسم براش ...

سومی 54 ساله این یکم جوانه حکمش نمیدونم بستگی داره انگیزه اش چی بوده....فعلا یه چند تا شلاق ...

 اخری یه پیر دختر 51 ساله است معلمم بوده . این حقش بوده بگید چرا : اول اینکه تو 51 سال عرضه نداشت یکی تور کنه ... بعدشم دیگه بسشه دیگه گریه بکنم نداره اتفاقا قاتل واسه این کارش تشویقیم میگیره ...

در مورد بقیه اونایم که گم شدن انشالله پیدا شدن من حکم میدم .. تکبیر

جدا از شوخی چند شب پیش تو نت که میخونم شب از ترس خوابم نمیبرد ...  همش جلو چشم بود با چی کشتن رو زمین کشیدن وای عجب ادم دل و جرات داری ... دعا کنید گیر بیفته ما از این تشویش درایم . حدس زدن اگر گیر نیفته تا اول ماه قمری یکی دوتا جنازه دیگه رو دستشونه ... جالبه اینکه همه اینا رو تو شلوغ ترین جا میدزدید ... خدا به خانواده اینام صبر بده . قربانی ناامنی شدن ...

یکی پرسید از کجا معلوم انگیزه جنسی نداره : والا منم یه دفعه گفتم بعدش گفتن اخه پیر زنم تجاوز داره ... بعدشم این اخری که پیر دختر بوده همچنان دختر بود که مرده دیگه اگرم داشت سر این 3 میشد ....

امروز تو راه  بازم کلاغ خبر رسون (پسرخالم ) دیم میگفت صب تو دادسرا یه امبولانسی با مرده توش  توقیف کرده بودند . قضیه چی بوده ... این مرده یه زن 41 ساله بوده امبولانسی به خانواده اش که مال اطراف شهرم بودن میگه شما برید ما یه ساعت بعد نامه نگاری الافی مرده رو میارم تحویل میدیم . اینام فکر میکنن مرده تو امنیت دیگه . امبولانسم مرده رو میبره تو یه جاده فرعی یه جای  خلوت بهش تجاوز میکنه .. گشت به امبولانس بیرون از شهر مشکوک میشه میزنن بالا که میبینن اههههههههه دیگه من که نبودم بگم چه خبره بوده .... خاک بر سرش من اسم مرده میاد میترسم این خاک بر سر باهاش ...

شب تو خونه تعریف میکردم داداش میگه ببین چند تا زیرابی رفته این یکی از دستش در رفته ... فکر کنم بدجور دهن امبولانسی سرویس شه ... امنیت اینجا در حد جنگل شده (خرتو خر) ...

احتمالا این یارو قاتل وبو بخونه من یکی اول میکشه.

(درد دل با قاتل :ببین قاتل جون من که کار به کار تو ندارم تو هم بیخیال من شو .کلی تبلیغتو کردم نامرد جون خودت بیخیال من شو 3 تا بچه دارم ارزو دارم .) ما کلا تصمصم گرفتیم کشف حجاب کنیم میگن جونت در خطر باشه عب نداره  هر چند پیر زن میکشه و محجبه که ما هیچ کدومشم نیستیم ولی شانس دیگه اومدیم خواست ضد حال بزنه یه مانتویی  22 سال و 1ماهم کشت . حواستون به بچه هام باشه . دخترم قدم خیر نذارید بی مادری بکشه غلوم گشنه نمونه قمبر از درس نیفته ....

فعلا همینا تا ببینیم خدا چی میخواد .

پ.ن : یکی دیگه رم کشتن الان خوندم .... فردا احمدی نژاد میاد اینجا .... خبرش داره میاد مرده جمع کنه ....

+ تاريخ سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 1:40 نويسنده ساراناز |

 

 

ازدواج اینترنتی,www.tiktaak.blogsky.com

 

عروس خانم دوشیزه shirin_sooskesiah آیا وکیلم شما را به مهر :

- گوگل عدد سکه بهار آزادی
- یک وب کم
- سند یک سایت اینترنت اختصاصی دات کام
- یک مودم DSL
- اینترنت پرسرعت به اندازه طول عمر نوح!
- LCD و شمعدان
- یک هدست بی سیم
- چهارده روم اختصاصی به نیت چهارده ...
- پنج گیگا بایت میل باکس اختصاصی به نیت پنج ...

 

به عقد دائم آقای feri_ferferi در بیاورم ؟

- جمعیت :made by Laie عروس رفته آف هاش رو چک کنه!!!
- حاج آقا : برای بار دوم آیا وکیلم ؟
- جمعیت : عروس رفته ویروس کش آپدیت کنه!!
- حاج آقا :!!!BUZZ
- برای بار سوم خفم کردی آیا وکیلم ؟

- عروس : با اجازه بزرگترهای Room بله هههههههههههههههههههههههه ( کف رفته از جایی )



چیه تو پست قبل شوهر شوهر میکنید نه بابا خبری نیس . فعلا میخوام بچه هامو بزرگ کنم تو سن رشد خوب نی ناپدری بیاد بالا سرشون .  

 اینجا یکی پیدا شده پیر زن میکشه ، فعلا یه ۶ ، ۷ تایی نفله کرده .

جالبه نه طلاهاشونو میدزده نه انگیزه جنسی داره .French Kiss از این چند تایی که کشته منبع موثق پسر خالم پیگیر پرونده بوده """" میگفت خانمهای محجبه بودن ؛Arabic Veil بعد کشتنم مغنه و چادرشونو درمیاره میزاره رو صورتشون ... فکر نکنم منو بکشن .... فعلا که معلوم نی کار کیه  البته پیدا هم بشه زیاد فرق نمیکنه یه پرونده بیماری جور میکننو و تبرئه . الله اعلم شاید خودشون میکشن جو شلوغ کنن ملت بترسن یه وقت هوس شلوغ بازی به سرشون نزنه ...

کار( ک ر و ب ی )برام جالب بود رفته ساسی مانکن دیده ... یعنی که  طرفدار رپه . من رئیس جمهور میشدم این ساسی میزاشتم تو دربار برام چهچه بزنه ... یا مثلا مربی سرود غلومی . بهشم میگم : فرزند مرا هیچ میاموز به جز عشق . بچه باحالی ... فقط یکم جلفه ... البته نه زیادی داف داره غلومی از راه به در میشه ...

روز معلم بر جمیع فرهنگیان مبارک .... ( نیاید بنالید کم دادن ندادنا )

 

+ تاريخ شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:0 نويسنده ساراناز |

بالاخره دست به جیب شدیم و 39 تومن پول شارژ دادیم .

ممنون از همه بابت کامنتای پر مهرتون تو این یکی دوروز به همتون سرمیزنم ....

چقدر دلم برا اینجا تنگ شده بود .تصمیم داشتم ادرس وبو عوض کنم بنا به دلایلی ... ولی منصرف شدم مهم نیست   حالا از بچه هام بگم  غلوم که وزنش یه چند کیلو زیادتر شده . قمبرم روز به روز خوشتیپ تر میشه . دخترمم که اصلا شما به دختر من چه کار دارید ...

تو این مدت نبودم دو هفته ای میشه """ روزای قشنگی داشتم . همه اینها رو مدیون کسی هستم که بی دریغ دوست داشتنشو نثارم کرد . کسی که همه  شبهاو روزهای سفرم با وجود اون گذشت . تو اولین دقایق تولدم زنگ زد حتی جلوتر از پدر و مادرم تبریک گفت . ممنونم ازت به خاطر همه چیز ... بقیه حرفامو خودت میدونی ...(  زرتی فکر بد نکنیدا گیر بدید تو کامنتا ....

بی جنبه نشید دیگه مگه قرار حتما یه جنس ذکور باشه ... اصلا اینو گذاشتم فضول سنج

 

چند روز پیش رفته بودم نمایشگاه صنایع دستی . یه بچه با مامانش جلو من بود . یه سری از این لباسای تعزیه گذاشته بودن . بچه به مامانش میگه مامان اینا چیه : مامانه : لباس امام حسین

سمت چپ یکم گلیم و کیف محلی اویزون کرده بودن بچه میگه مامان اینم کیف امام حسینه ببین جا مبایلیم داره .

انقدر خندیدم بیچاره امام حسین مبایلش کجا بود .

این اهنگ جدید شهره است . دوسش دارم بنا به دلایلی که بماند ....

یه جورایی دوسش دارم ، بدجوریم دوسش دارم ، خدا و کیلیشو بخوای من خدایی دوسش دارم ، با دیدنش هول میکنم دست و پامو گم میکنم . من این عاشقی رو من از ته دل حس میکنم ...

دلم براش تنگ میشه و یه لحظه هم خواب  ندارم  واسه دوباره دیدنش شب تا سحر خواب ندارم .

وقتی نباشه پیش من ثانیه هام نمیگذرن حتی عزیزترین کس ام حوصله مو سر میبرن

دلم میخواد برا من دنیا رو زیر و رو کنه دلم میخواد فقط منو بگیره و بغل کنه .

+ تاريخ یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 0:7 نويسنده ساراناز |

 بهترین سایت خدمات دهی به وبلاگ نويسان