تبليغاتX
ماجراهای ساراناز

عشق و دلدادگی سابق ((خوش امدید ))

 

این روزام سارا ظاهرشه که میخنده . .

من که به جرز دیوار میخندیدم حالا  باید یه لبخند زورکی تحویل بدم وانمود کنم خوبم .

همه این روزا میگذره . مهم نیست .

این حیاط یه امام زاده است .

عین دختر فراریا افتادم  اصرار نکنید رومو بر نمیگردونم

از تهران که بر میگشتم تو جاده از اینایی که سی دی میفروشن یکی خریدم اهنگاش که همش تو مایه های زنجیر قر دادن بود ؛ فقط  این اهنگ معین خیلی دوست دارم .

 

قسم نخور به جونم که بی قسم میدونم نورستاره تو رفته از آسمونم
چشام اشکی نداره به پای تو بباره یه قلب پاره پاره قسم خوردن نداره
نگینی بودی بر انگشتر من امیدی در دل عاشقتر من
تو که آتش زدی بر هستی من به باد دادی چرا خاکستر من
توکه با قلب عاشق میپریدی شکستی پس چرابال و پر من
چرا میخوای قسمهای دروغین بشه یکبار دیگه باور من

تو دنیایی که آوار مصیبت بادستهای تو ریخته بر سر من
 چرا میخوای بدونم با یه حس حقیقی هستی یارویاور من
 تو که بیگانه هستی با سپیدی تو که دلبستگیهامو ندیدی
 در این بازار داغ ناامیدی توراباورکنم با چه امیدی

+ تاريخ جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 16:5 نويسنده ساراناز |

شنیدید میگن طرف تو یه سنی خیلی خواستگار داره دیگه نداره فک کنم منم تو اون سنم .

سومین خواستگار در یه ماه اخیر .

شدم این شمس العماره لیلا با این تفاوت ، این با هر کدومشون یه دوره لاس میزد من بدبخت هیچ نمیدونم کیه .

یه  عمر نوح دیده ،آب از سر گذشته هفته پیش فوت کرد . 36_1_50.gifجمیع فک و فامیل همشهریها جمع شدن که ای هواررررررررررررر  خدا بیامرزه صفر اوغلو اصغر مرده . (این یه ذرش ترکی )بعد گریه زاری  و مرده خوری  شروع کردن به امار گیری که بچه هاشون چی شده . بابام که یکی واسه داداشم یافت . یکی هم منو واسه پسرش یافت  . برا داداشم هنوز تو مرحله کشیکه . یعنی منتظریم دختر از در بیاد بیرون ببینیم چه شکلی .  واس منم از اقبال بلندم

این یکیم باباش شیخ  از اب درامد . من نمیدونم این حزبل جماعت چی از جون  ما میخواد. پدر شوهر ناکام شیخ غلام . امروز رفته بود پیش بابام  که زود پسرش بندازه سر ما .  پسرش دانشجوی سالهای اخر پزشکی . تو بیمارستان کار میکنه  .همین دیگه بابام بیشتر نگفت .

از اونجا که 2 سال طرح که کجا بیفته  و 2 سال خدمتو  ، تازه بریم واسه مردم بچه بزرگ کنیم crybaby.gif : 46 par 35 pixels. یه عاجزانه با بابام حرف زدم که منو شوهر نده .اونم گفت باشه فعلا محمد واجبتر این شد که پسر شیخ غلام  هم پروندش به سرانجام رسید .


 حالا اموزش فیلم سازی : طرز تهیه دلنوازانم بگم :

یه دختر همه فن حریف

یه سری خز و خیل پولدار

یکم احساسات میریزیم تو یه کاسه بزرگ که بشه 40 بشکه اب بست بهش تازه گریه های این دختر یلدا هم توش میریزه  ظرفتونو انقدر جادار بردارید اب سریز نشه .  من نمیدونم به این یلدا چقدر میخوان  یدن این که همش گریه کرد .36_1_4.gif خوبه سردرد نمیشه ما یه ذره گریه میکنیم میگیم تف چشامون تموم میشه . بعدش  یواش یواش این احساسات عمیق میشه  خطری میشه که  طرف زرت حامله میشه shehumper.gif : 70 par 31 pixels. (این شکلک و سریع ازش رد شید خطر بداموزی )که دیگه اینجا برگه برنده دست زن . بچه هم که پایه تفاهم خلاصه اسمشو میزارن جهان و هر چی تو فیلم مجرد از سن 20 بگیر تا 50 کور کچل همه بهم میرسن .

شمس العماره بگم :

یه دختر و یه مشت جوان مشتاق ازدواج هر روز یه مدل شال و ست لباس میپوشید خواستگار برون . بعد عین قزونیا یارو زیر شلوارشم میاره که احتمالا شب موندگار شد شلوار گشاد داشته باشه . یه هفته با هر کدوم تمام مراحل زندگی تا مرز احساسات خطری میرن shehumper.gif : 70 par 31 pixels.( دروغ چرا ما که مراسم شبانشو ندیدم)  تجربه میکنه ببینه کدوم زیر دندونش گیر میکنه .  تا بالاخره به یه اس کولی بگه اهان .

 

پ .ن : تصمیم گرفتم اسم وبلاگ بذارم ماجراهای ساراناز . چطور ؟ خوب دیگه نظر گیری تموم شد اسمشو میزاریم ماجراهای ساراناز .

+ تاريخ دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 19:35 نويسنده ساراناز |

 من اومدم .... نه چک زدیم نه چونه ای دی اس ال 3 ماه اومد تو خونه .

میارزید واسه یه هفته من 39 تومن از جیب بدم . مخ داداشه رو زدم پولمم موند تو جیبم .

 این  هفته  اول اخرش خبر دار بود .. شنبه رفتم گزینش مدارس غیر انتفایی . زیر ابمو زدن گفتن این قرتی . قبولم بشم نه پولی داره نه من وقتشو دارم ولی خوب برگش به دردم میخوره .  

الان دیگه ایت الله شدم یه شبه احکام حفظیدم . نمونش :

یه بار شب نشستم احکام میت خوندم .  هر کی مردنی بیاد من عملی  اجرا کنم .

 میبندیمش به صندلی نیفته میزاریمش زیر دوش موهاشو شامپو میزنم .showersmile.gif : 41 par 51 pixels. دیگه شامپو خارجی نرم کننده نمیخواد کچلم شد شد . بدنشم لیف میزنیم  بعد دوش وا میکنیم کفش بره با حوله خشک میکنیم . گوش پاک کن میکنیم تو گوشاش اب نره  بعدم کافورمیزنیم  دماغ  زانو ها و دستها . بعدم باند پیچش کنید خدا بیامرزدش تموم شد .lotussmiley.gif : 65 par 50 pixels.مرده ترس داشت ... من 2 تا اینجوری فتوا بدم ترس همتون ریخته .

احکام صیغه میغه همه رو رله شدم . حالا هر که دارد هوس  خانه شوهر بسم الله .

 پنج شنبه جمعه تهران بودم . این دفه از هر بار شلوغ تر بود . ترافیکی داره دیدنی . از قزوین تا اونجا 1ساعت و نیم از ازادی تا غرب  3 ساعت شد . ما اونجا بودیم 7 8 تا تصادف تپل در روز داشتم . Steamrollerمن الان فهمیدم چرا اینها همشون فشنن . بیچاره انقدر پشت ترافیک میمونن موهاشونو میکشن بعد سیخ میشه مد میشه . انقدرم موندن تو دود و دم سیاه شدن گفتن برنز مد . هیچ جا نشد بریم فقط برا اولین بار رفتم حرم عبدالعظیم .میگن بار اول بری  حاجت میده .اونم 9 صب از خونه دراومدیم 5 ازادی بودیم /. والا اینجوریشو ندیده بودیم چادراشونم اجاره میدن  500 تومن برا 5 دقیقه دادم . dodensmiley.gif : 37 par 39 pixels.

+ تاريخ شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 20:46 نويسنده ساراناز |

13 اب ا ن تونو در کردید ... خوش گذشت . 36_3_4.gifرفتید چ ف ی ه گره زدید تجدید پیمان با ار مان جون  بستید . من نمیدونم این ارمان جون کی . من تو عمر 21 سال 12 ماه عمرا از این کارا کرده باشم. من گشاد گشاد مینویسم فیل تر نشم . اصلا منو چه به س ی اس بازی . انشالله 13 بعد بچه بغل راه پی مایی .  

اومدم بگم شارژ ای دی اس المون تموم شد . 3_8_14.gifافتادیم به گدا بازی ... من پول زیادی ندارم 39 تومن بدم .. 39 نفر یه هزاری بیاید بالا حله . جای دوری نمیره . خیر ببینی

شانس نیس که ۱۰ روز تلفن نبود حالا هس شارژ ندارم . 3_8_13.gif جلو نیاید عصبانیم ...

برمیگردم فرزندانم

+ تاريخ پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 21:46 نويسنده ساراناز |

 

من اومدم ... خدایش کف کردید من نباشم  کل نت میفهمن .... کلی پیک و نامه داشتم که برگردم  ... اندفعه دیگه بچه پنجمم دنیا نیومد بود

تقصیر من نبود که این مخابرات کابل برگردون داشت 3 روز به خاطر اون قطع بود بعدشم تل ما رفت جز خرابیا حالا ما هی زنگ میزنیم اونا امروز فردا میکنن امروز نهمین روز بود که قطع بود منم زنگ زدم بازرسی گفتم ببین داش من تا ساعت 12 وصل شد شد نشد من دیگه اینجوری باهات حرف نمیزنم... ده خلاصه یارو ترسید تا 10 و نیم مثل اینکه وصل شده بود ... حالا مثلا ما جز پارتی دارایم داداشم مهندس مخابرات

بهش میگم برو میگه نه منو میشناسن بد من برم . امروز دیگه من براش قشنگ ابرو گذاشتم هر چی فش عمه ننه بود دادم ..

در نبود ما وبم فیل تر شده بود ای ناکسا ... دستش درد نکنه یکی محبت کرده بود اعلام فیل ترین کرده بود از ما رفع اتهام شد ...

احمد رضا جان ممنون ... حالا بگو برا چی فیل تر شده بود واس این جملات ...

 

خواستگار بی خونه اومد یه دونه در صندوقش  (مگه دروغ گفتم
فیلم ....  استار دیدم ... فقط یکم ....  کم داشت بشه فیلم پی پی ... (اینم برید ببنید میفهمید مزخرف حق با منه
یه معاون اشخاص داریم شهید زنده است یه ه ی ز  ..... (اینم من میشناسمش دیگه حتما هس

بقیه هم هوار هوار  سارا فیل تر شده ... ادم که نکشم . تازه اخطار دادن ... باید یه دوره با ادب باشم .

خبر مهم تر مال دیروز یه خواستگار ترشیده 33 ساله . البته خنثی شد //

 

چند وقته این شعر مرتضی افتاده رو زبونم  فقط همین یه زرشو  بلدم بخونم ...بیکار میشم تو ادره میزنم رو میز میخونم

 به جون هر چی مرد دلم هواتو کرده  بیا که فقط محبت اینجا دعوای درد ..

لامصب شعرشم خطری همه فک میکنن واس کی میخونم حالا .. 

+ تاريخ سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 14:19 نويسنده ساراناز |

 بهترین سایت خدمات دهی به وبلاگ نويسان